eitaa logo
🌷💔داداش‌ابــراهـــیـــم 🇵🇸
1.5هزار دنبال‌کننده
13.8هزار عکس
6.9هزار ویدیو
66 فایل
-‌دعوٺ شده‌ ے "داداش ابراهــــــیم"خوش اومدۍ- شُهَـــــدا بہ آسمـــٰاݩ ڪہ رسیدند گفتند: زمیــن چقــدر حقیـــر است!🌱" ‹چنل زیــــر سایہ‌ۍ خــٰانواده‌ۍ شهید سجاد فراهــٰانی› -عرض ارادٺ ما از ¹⁰ آبـٰاݩ ماھِ ساݪ ¹⁴⁰¹ شرو؏ شد- {راه ارتبـٰاطی. @A_bahrami67 }
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📆 🔆امروز  ۲۳ دی ماه ۱۴۰۱ مصادف با ۲۰ جمادی الثانی 📿 ذکر روز جمعه : اللهم صل علی محمد و آل محمد (صد مرتبه) ✅ ذکر روز جمعه موجب عزیز شدن می‌شود. سالروز شهادت 🕊شهید مدافع حرم "علی سعد" 🕊شهید مدافع حرم "محمد کامران" 🕊شهید مدافع حرم "سعید انصاری" 🕊شهید مدافع حرم "جابر حسین‌پور" 🕊شهید مدافع حرم "علی آقا عبدالهی" 🕊شهید مدافع حرم "سعید سیاح‌طاهری" 💠شادی ارواح طیبه شهدا صلوات @dadashebrahim2
▫️خیال روزگار آمدنت دلم را آب می‌کند. روزی که چشمه چشمه کوثر به کام تشنگان بریزی... و مشام عالم را پر کنی از عطر درهم آمیخته‌ی یاس و نرگس. 💐 آن روز دنیا بهشتی می‌شود که دلگرم است به آفتاب روی تو. 🌤 آن وقت تو بهشت را به پای مادرت می‌ریزی و جان می‌گیری از لبخند مادرانه‌اش. چقدر آن روز به کام مادر است! ❤️ ✨ سالروز ولادت بهانه‌ی خلقت، حضرت امّ‌ابیها سلام‌الله‌علیها به پیشگاه فرزند دلبندش مولا صاحب‌الزمان و تمام دوستداران حضرتش تبریک و تهنیت باد. @dadashebrahim2
🌷💔داداش‌ابــراهـــیـــم 🇵🇸
#روز_مادر #میلاد_حضرت_مادر @dadashebrahim2
⊰•❤️⛓👀•⊱ . مـھربــونم گشٺـ‌م‌و‌گشٺـ‌م‌میـان‌هـرآنچـ‌ه‌واژه‌بـودتااز تـو‌بگــویم‌وبـرـا؎‌‌تـوبگویـ‌م! امـاهیـچ‌واژه‌ا؎‌پیـدانڪردم‌ڪ‌ه‌درشـأن تـوباشـدا؎‌‌زیباٺـرینـ‌م‌ا؎‌محبـوبـ‌م‌ ا؎مھربـون‌ٺـرینم‌‌ فقط‌میتوانـ‌م‌بـ‌ه‌آرامـے‌بگویـ‌م :) دوسٺـت‌دارـم‌قشـنگم!❤️🔥🔐 . ⊰•❤️•⊱¦⇢ ⊰•❤️•⊱¦⇢ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ ➜‌ @dadashebrahim2
به دل نگیر اگر تولد شما رو تبریک نمی گویند، ذوق ولادت مادرتان غافلگیرشان کرده💐 ، تولدت مبارک،بزرگ مرد سرزمینم 🌺
🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃 عاشقانه همسر شهید مدافع حرم علی سعد خانمها چقدر زندگی شهدا عاشقانه و قشنگه،نه؟؟😊 بخونیم ماجرای حلقه خریدنشون👇
🌷💔داداش‌ابــراهـــیـــم 🇵🇸
🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃 عاشقانه همسر شهید مدافع حرم علی سعد خانمها چقدر زندگی شهدا عاشقانه و قشنگه،نه؟؟😊 بخون
ماجرای خرید حلقه ازدواج روزی که برای گرفتن جواب آزمایش رفتیم، پدرم، علی، برادر و پدرش هم بودند. پدرشوهرم به قدری خوشحال بود که گفت: همین الان برویم حلقه بخریم. می‌گفت: تا برویم دزفول و بیاییم دیر می‌شود. ما هنوز مَحرَم هم نبودیم. به طلافروشی رفتیم. من از خجالتم اولین انگشتر را نشان علی دادم و او گفت زیباست، همان را برداشتم. هرچند به عنوان حلقه دوست داشتم انگشتر دیگری انتخاب کنم، ولی رویم نشد. علی هم گفت: من انگشتر طلا نمی‌خواهم، همانجا انگشتر نقره‌ای انتخاب کردم که رویش نام علی حک شده بود. تا امتحان کرد داخل دستش گیر کرد. فروشنده خندید و گفت: این نشانه خوش یُمنی است. خانواده شوهرم رسم سفره عقد نداشتند و اصلا نمی‌دانستند آرایشگاه عروس یعنی چه؟ پدر علی خیلی مومن و مهربان بود. او بازنشسته شرکت هفت تپه بود. گفت: هر کاری صلاح می‌دانید و لازم است انجام دهید، من هزینه‌اش را پرداخت می‌کنم. سه روز مانده بود به محرم و او اصرار داشت پیش از شروع این ماه عقد کنیم. همین هم شد و بهمن سال ۸۴ با علی سعد عقد کردیم
کدام جمعه میایی ، فراق ما را کشت ... •‏﴿اَلّلهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج﴾
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ثواب‌یهویۍ🌸 رفیق!🚶🏻‍♂️ چندسالتہ؟!👀 همون‌تعدادصلوات📿 نذرڪن‌واسہ‌آقا...🙂 اَجرَڪم‌عِندَالله💙🌿 اَلّلهُمَ‌صَل‌ِّعَلۍ‌مُحَمَّدوَآل‌ِمُحَمَّدوعَجِّل‌فَرَجَهُ @dadashbrahim2