اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
🔵 شبهای احیاء
🔻كلمه «احياء» يعنى زنده كردن، و احياء اين شبها يعنى اين شبها را زنده نگهدارى كردن و شب زنده دارى كردن... نقطه مقابل «اماته» كه به معنى ميراندن است.
🔻اين كلمه چنين مى رساند كه شب (كه قسمتى از وقت انسان است) دو حالت دارد:
🔻ممكن است شبِ كسى زنده باشد و ممكن است شبِ او مرده باشد.
♦️ شبِ زنده آن شبى است كه انسان تمام يا لااقل پاسى از آن شب را با ياد خدا و با مناجات و راز و نياز با ذات پروردگار به سر ببرد، و شب مُرده آن شبى است كه انسان تمام آن شب را با غفلت و فراموشى ذات مقدس پروردگار بسر ببرد.
🔻ممكن است كسى خيال كند كه اين تعبير يک تعبير مجازى است، يک نوع تعارف است
شب كه زنده و مرده ندارد، شب بالآخره شب است، زمان است. مقدارى از زمان كه اين نيمكره زمين كه ما در روى آن زندگى مى كنيم مواجه با خورشيد نيست و نور خورشيد نمىتابد، به آن مىگويند «شب»
شب به هر حال شب است؛ شب نه زندگى دارد و نه مردگى.
🔻اين سخن راست است ولى آن كسى كه مى گويد احياء، شب را زنده نگه داشتن، مقصودش اين نيست كه اين قطعه زمان را شما زنده نگه داريد؛ مقصود زنده نگه داشتن خود شماست در اين قطعه از زمان
🔻يعنى زمان خودمان را زنده نگه داريم، هر كداممان آن زمانى را كه در درون ماست زنده نگه داريم. آن زمانى كه در درون ماست چيست؟ آن همان خود ما هستيم، از حقيقتِ ما جدا نيست. پس زمان خودمان را، شب خودمان را زنده نگه داريم يعنى خودمان يک شب واقعاً زنده باشيم، واقعاً زنده زندگى كنيم نه اينكه مرده زندگى كنيم.
📚 مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (آزادى معنوى)، جلد ۲۳، صفحه: ۴۶۵-۴۶۴- با تلخیص و ویرایش
اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
🔵 شناخت قرآن
♦️ احادیث باید منطبق با قرآن باشند، وگرنه جعلی هستند
🔻قرآن مقياس و معيار همه منابع ديگر است.
ما حديث و سنت را بايد با معيار قرآن بسنجيم تا اگر با قرآن مطابق بود بپذيريم و اگرنه نپذيريم.
🔻معتبرترين و مقدسترين منابع ما، بعد از قرآن، در حديث: كتب اربعه است، يعنى: كافى، من لايحضره الفقيه، تهذيب، استبصار
و در خطب: نهج البلاغه
و در ادعيه: صحيفه سجاديه است.
🔻اما همه اينها فرع بر قرآنند و به اندازه قرآن قطعيت صدور ندارند
🔻يعنى حديث« كافى »آن قدر مىتواند معتبر باشد كه با قرآن منطبق باشد و با تعليمات آن موافق بوده و اختلاف نداشته باشد.
🔻 حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اطهار میفرمایند:
احاديث ما را بر قرآن عرضه بداريد، اگر بر قرآن منطبق نبود بدانيد كه ساختگى و جعلى است و آن را به ما بسته اند، ما چيزى خلاف قرآن نمى گوييم.
📚 مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (آشنايى با قرآن)، جلد ۲۶، صفحه: ۲۶-۲۵- با تلخیص و ویرایش
@eitaa_Ostadaali001-ادراک-مفاهیم-شب-قدر.mp3
زمان:
حجم:
33.7M
💢ادراک مفاهیم شب قدر😔
چه کنیم که شبهای قدر را درک کنیم؟
[ حجت الاسلام عالی ]
🖤 ایام شهادت مولای متقیان امیرالمومنین بر شیعیان تسلیت باد🏴
🏴 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
👨👩👧👧کانال سبک زندگی 🪴
دام_شیطان 🔥 #قسمت_چهارم 🎬 داخل کلاس شدم. سمیرا از دیدنم تعجب کرد.رفتم کنارش نشستم. سمیرا گفت:تو که
#دام_شیطان 😈
#قسمت_پنجم 🎬
از جهان ماورای ماده سخن میگفت,من با اینکه هیچی از حرفاش نمیفهمیدم,اما همهی گفته هاش را تأیید میکردم.
بعد از ساعتی با صدای در که سمیرا بود,حرفاش را تموم کرد و اجازه داد راهی خانه شوم.
واین اول ماجرا بود....
سمیرا سوال پیچم کرد,استاد چکارت داشت,چرا اینقد طول کشید؟
چرا گردنبندت را دادی به من؟ و....
هر چی سمیرا پرسید جوابی نشنید ، چون من مثل آدمهای مسخ شده به دقایقی قبل فکر میکردم,به اون گرمای لذت بخش,احساس میکردم,هنوز نرفته دلم برای سلمانی تنگ شده,دوست داشتم به یک بهانه ای دوباره برگردم و ببینمش!
رسیدیم خانه.
سمیرا با عصبانیت گفت:بفرمایید خانوووم,انگار شانس من لالمونی گرفتی والااا
پیاده شدم بدون هیچ حرفی.
صدا زد ، همااااا
بیا بگیر گردنبندت ...
برگشتم گردنبند را گرفتم و راهی خانه شدم
مامان برگشته بود خانه.
گفت :کجا بودی مادر؟
بابات صد بار بیشتر به گوشی من زنگ زد ,مثل اینکه تو گوشیت را جواب نمیدادی.
بی حوصله گفتم:کلاس گیتار بودم,گوشیمم یادم رفته بود,بابا خودش منو رسوند...
مامان از طرز جواب دادنم ,متعجب شد آخه من هیچ وقت اینجور با بی احترامی صحبت نمیکردم و بنا را گذاشت برخستگیم
واقعاً چرا من اینجور شده بودم؟؟ مانتو قرمزم را خواستم دربیارم اما این بار دکمه هاش راحت باز شد,یاد حرف سلمانی افتادم که میگفت:قرمز بهت میاد,همیشه قرمز بپوش...
لبخندی رو لبام نشست.
تو خونه کلا بی قرار بودم ,بااینکه یک روز هم از کلاس گیتارم نگذشته بود ولی به شدت دلم برای سلمانی تنگ شده بود, اصلاً سر در نمیآوردم ، من که به هیچ مردی رو نمیدادم و تمایلی نداشتم, این حس عشق شدید از کجا شکل گرفت...
حتی تو دانشگاه هم اصلاً حواسم به درس نبود.
هنوز یک روز دیگه باید سپری میشد تا دوباره ببینمش...
دیگه طاقتم طاق شد ,شمارهی سلمانی را که در آخرین لحظات بهم داده بود ، ازجیب مانتوم درآوردم و گرفتم.
تا زنگ خورد ، یکهو به خودم اومدم وگفتم وای خدا مرگم بده الان چه بهانهای بیارم برای این تلفن؟! .....
گوشی رابرداشت,الو بفرمایید,
من:س س س سلام استاد
سلمانی:سلام همای عزیزم، دیگه به من نگو استاد ، راحت باش بگو بیژن....
خوبی؟ چه خبرا؟
من:خوبم ,فقط فقط...
بیژن:میدونم نمیخواد بگی ,منم خیلی دلم برات تنگ شده,میخوای بیا یه جا ببینمت؟
با این حرفش انگار دنیا را بهم داده بودند.
گفتم:اگه بشه که خوب میشه
بیژن:تانیم ساعت دیگه بیا جلو ساختمان کلاس ، باشه؟؟
من:چشم ,اومدم
مامان و بابا هر دوشون سر کار بودند.
یه زنگ زدم مامان,گفتم بیرون کار دارم.
مامان هم کلی سفارش کرد که مراقب خودت باش و....
آژانس گرفتم سمت کلاس گیتار ...
#ادامه_دارد ..
#رمان
📚 معرفی کتاب
انتشار کتاب ارزشمند «الامام علی بن ابیطالب»، اثر نویسنده سنی مذهب اهل کشور مصر «عبدالفتاح عبدالمقصود» بازتاب گسترده و متفاوتی در محافل فرهنگی جهان اسلام پدید آورد. دانشگاه الازهر مصر، به خاطر این که شخصیتهایی در این کتاب که از نظر آنان اهل خطا نبودهاند، مورد نقد قرار گرفتهاند، به نویسنده ایراد گرفت، و دانشگاه اسکندریه وی را برای تدریس تاریخ اسلامی نپذیرفت. با این حال در بیروت و ایران از نویسنده استقبال به عمل آمد؛ به ویژه آن که محمدتقی قمی؛ دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی که از طرف آیتالله بروجردی بدین سمت منصوب شده بود، کتاب را برای ترجمه به آیتاللّه طالقانی معرفی کرد و این کار را در نزدیکتر کردنِ مذاهب اسلامی به یکدیگر، مؤثر دانست. وی معتقد بود: شخصی سنی مانند عبدالفتاح عبدالمقصود، در کتاب خود درباره امام علی با انصاف برخورد کرده است.
♦️ این کتاب، تصویری از زندگی و شرح حال امام علی است. ترجمه فارسی آن در ۸ جلد، عرضه شده است.
♦️ عبدالفتاح عبدالمقصود، در تاریخ ۱۰ ژوئن ۱۹۱۲ م (۲۰ خرداد ۱۲۹۱ش)، در «کَفَر عَشوَی» در ناحیه «راقوته» از اسکندریه مصر، به دنیا آمد.