eitaa logo
صدای نفس راز ‍‍(دفتر غزل)
115 دنبال‌کننده
2 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
استغفرالله ربی و اتوب الیه دل به پشت سرش انداخت نگاهي ديگر: «كاش مي رفتم از اين راه به راهي ديگر» كرده ام توبه دم صبح ز هر چه عصيان مرتكب مي شوم امشب به گناهي ديگر همه يارانم در جنگ هوس كشته شدند كو فراهم بشود باز سپاهي ديگر؟ باز در شهر زليخاكده ها بر پا شد يوسف انداخته شد باز به چاهي ديگر اين من و اين همه زنجير چرا بايد باز دل ببندم به سر زلف سياهي ديگر؟ آه كو عشق؟ چه شد عقل؟ كجا رفت خدا؟ همه رفتند دلي مانده و آهي ديگر امیر.س @daftareghazal
مدرنیته در بستريم و از هوس آغوش ما پر است وز وهم ذهن بسته و مغشوش ما پر است «گل سنتي است»، «جاز جديد است»، «مي بنوش» از اين قبيل موعظه ها گوش ما پر است ز آثار استخوان سلاطين بي شمار همسايه! مثل روم شما شوش ما پر است! از ياد دلبران و شكوه دلاوران اين چشمهاي بسته و خاموش ما پر است عاجز ز راندن مگسي مانده ايم و باز از راهكار، جمجمه هوش ما پر است امیر.س@daftareghazal
یا رسو ل الله یا رسول الله ای بلند آستان! سلام! سلام! آسمان! آسمان! سلام! سلام! تو گذشته، تو حال، آینده سر گذشت جهان! سلام! سلام! رود آرام! جنگل سر سبز! کوه آتشفشان سلام! سلام! باد ای باد! دشت! ای دریا! ای زمین ای زمان! سلام! سلام! اَشهدُ انّ عشق لا یفنی ای صدای اذان سلام! سلام! ای پیمبر بخوان بنام خدا یا محمد! بخوان: سلام! سلام! امیر.س@daftareghazal
ننگ اسكار بيا در ببنديم افكارشان را بشوئیم از ذهن، زنگارشان را به سخره گرفتند نام خدا را به سخره بگيريم كردارشان را به اين مشركان سو ظن داشت بايد ببينيم آوار، ديوارشان را مبادا مبادا مبادا بلندان! که گرمی ببخشیم بازارشان را نه خوشحال باشيم تأييدشان را نه هرگز برنجيم انكارشان را و چون قاتلانند یک روز باید مهيا كنی چوبه دارشان را خدا تاج عزت نهد بر سر ما ببينيم اگر ننگ، اسكارشان را 25/3/1391 امیر.س @daftareghazal
بسم الله الرحمن الرحیم نسأل الله منازل الشهدا و معایشه السعدا و مرافقه الانبیا مرد و نامرد میدان روح بهاران بود او، سوز زمستان تو دیشب رسیدی ای تب کنگو به پایان تو او جان اقیانوس، او قد قامت کوه بی روحیِ مرداب، خشکیِ بیابان تو جلبک کجا همسایه ی دریا تواند بود دوری –هزاران سال نوری- از «سلیمان» تو نه دیپلماسی را هنر داری نه میدان را بازنده در این صحنه ای ترسیده از آن تو ای کاش دست کم سیاست را بلد بودی هر بار می بازی ز نادانی به شیطان تو قصر سیاهت قبله شد، عاشق شدی او را هرگز ندادی ای مسلمان! دل به قرآن تو خون خیانت می چکد از تیغ بغضت های! خنجر زدی از پشت بر سردار ایران تو روزی -نه چندان دور- می بینی تقاصش را خواهی شد از گفتار شوم خود پشیمان تو ای تو! تو ای تو! ای تو ای تو! ای تو ای تو! نامرد میدان تو! همین! نامرد میدان تو 9/2/1400 امیر.س@daftareghazal
آیت‌الله العظمی بهجت رحمت الله علیه «چه بکنیم از بی علمی، چه بکنیم از ضعف در ایمان، از ضعف در تدین، ... چه بکنیم از این ضعف‌ها؟! چه بکنیم از این ضعف‌های اختیاری؟! نمی‌رویم دنبال تحصیلات علمیه، نمی‌رویم که بفهمیم که خب عمل چطور بر ما آسان بشود؟ اختیارا نمی‌رویم! اگر غیراختیاری باشد حالا، خدا می‌بخشد ما را، اما اختیاری را چه بکنیم؟ چه‌کار بکنیم از ضعف ما در علم و عمل، چه کار بکنیم که این ضعف ما به اختیار ماست. خودمان نمی‌رویم دنبال تقویت.» (٠٨-٠۵-١٣٧۶) سقوط اختیاری به ستوه آمده ام از دل بدمست خودم چه کنم آه خدا! شاکی ام از دست خودم می روم هر طرفی در پی هر هاهویی می رسم آخر هر روز به بن بست خودم باز می گردد و این حنجره را می بوسد تیر بغضی که رها کرده ام از شست خودم چه نیاز است گواهی بدهندم بر جرم؟ من خودم متن خودم هستم و پیوست خودم «من ملک بودم و فردوس برین جایم بود» اختیاری است، بلندا! شده ام پست خودم امیر.س@daftareghazal
فراوانی نخواهد بود سیری را دو شب تضمین فراوانی چرا کمبود جان داریم ما در این فراوانی؟ دویدم من! دویدم من! به کام دل رسیدم؟ نه! طمع نگذاشت کامم را کند شیرین فراوانی من از تبعیض دلگیرم نه از کمبود شیر و نان نخواهد داد رنج روح را تسکین فراوانی یکی چیده است برگ خواب و آن یک میوه ی همت اگر در «قاهره» قحطی است در «برلین» فراوانی یقینا حکمتی دارد اگر پروردگار گل به بهمن برف می بخشد به فروردین فراوانی **** تو از ناشکری اهل زمین دلخور نشو باران! نرو از ابر بالاتر بیا پایین فراوانی! امیر.س@daftareghazal
بسم الله الرحمن الرحیم بازگشت باز آمده ام یار! که باز آمده باشم بی آنکه به اکراه و نیاز آمده باشم طردم نکن ای دوست اگرچه به گدایی بی حوصله، بی سوز و گداز آمده باشم از یاد زمان رفته ام ای وای من! انگار دیر از سفری دور و دراز آمده باشم از دور مصلّی نکنم دور دلیرا! شاید به تماشای نماز آمده باشم من کیستم از تو نپذیرم گله ات را؟ من چیستم آخر که به ناز آمده باشم؟ شیرین تر از آن هست؟ بگوئید اگر هست؟ روزی که به خلوتگه راز آمده باشم برگشته ام از خواب گران دل نگران، شُکر! باز آمده ام یار! که باز آمده باشم @daftareghazal
بسم الله الرحمن الرحیم یا صاحب الزمان  خدايا از تو باشم دور تا كي؟ سراي قلب من بي نور تا كي؟ پري رو! پرچم گل را علم كن جهان در سلطه ی ساطور تا كي؟ پري رو تو بگو جان جهان را تماشا با دو چشم كور تا كي؟ نفس محبوس گور سينه تا چند جهان محكوم حرف زور تاكي؟ شهيدان لبت گمنام تا چند مريدان هوس مشهور تا كي؟ شياطين همچنان بازارشان گرم كتاب بندگي مهجور تا كي؟ گل خوشبوي باغ عشق و ايمان ميان سيمها محصور تا كي؟ بماند بر فراز دار دنيا خدايا پيكر منصور تا كي؟ هميشه هيچ در هيچيم اي دوست به خود باشيم ما مغرور تا کی؟ الف.س
بسم الله الرحمن الرحیم عنکبوتهای نامقدس مشمئز از حی لایموت شمایید ننگ شمایید عنکبوت شمایید سست ترین خانه آنِ عاشق دنیا است ساکن آن دورِ «کور و سوت» شمایید هم، همه «همجنس» با نجاست شیطان وارث احوال قوم لوط شمایید دوست ندارید دوستان خدا را دشمن سجاده و قنوت شمایید شرم کِش از مشرقید و خنده ی خورشید مزبله ی غرب در سقوط شمایید ضد عدالت، تمام حنجره هستید گاه ستم مأمن سکوت شمایید روبهکانید پُر دروغ و دغلکار چرک شمایید عنکبوت شمایید امیر.س @daftareghazal
ای لقمه ی حلال به فریادمان برس اي ديدنت محال به فريادمان برس بي مرگ بي زوال! به فريادمان برس بي چيز و بي كسيم در اين دشت سوخته ذاالجود ذوالجلال به فريادمان برس رو به جنوب تب زده سيلابي از هوس جاري شد از شمال به فريادمان برس لاليم در جواب سوالات بي شمار ای پاسخ سوال به فريادمان برس شب زنده داري من و دل بود بي اثر اي خواب! اي خيال! به فريادمان برس بالا نمي روند دعاهايمان دگر اي لقمه ی حلال به فريادمان برس امیر.س
آزادی ترور از کینه تپانچه های پر آوردند کفتار کنار لاشخور آوردند بازیگر و بازیکن و بازیگردان سوغات برای ما ترور آوردند ++++ پولی است اگر، عاشق هائیتی باش! آواره ترین لاشخور گیتی باش! انگار که جمع این دو تا ممکن نیست یا انسان باش یا سلبریتی باش! ++++ بر بام، شعار «مرگ بر دیکتاتور» در دست ولی چماق و سنگ و آجر اعماق تناقض تو را می فهمند حتی خر و گاوهای سر در آخور!