eitaa logo
دانایی مقدمه توانایی(آتش به اختیار)
443 دنبال‌کننده
29.9هزار عکس
22.5هزار ویدیو
87 فایل
#دانایی_مقدمه_توانایی، خود را به موضوعی خاص از مسایل اجتماعی محدود نمی کند. هدف آن روشنگری وانتقال مفاهیم اسلامی_انسانی و انقلابی است و شعر و ادبیات سوگلی این کانال است. ارتباط با مدیر @malh1380
مشاهده در ایتا
دانلود
. مرد رباخوار و عیاشی بود که هرگاه گناه می‌کرد و به او می‌گفتند: گناه نکن! می‌گفت: خداوند أَرْحَمُ الرَّاحِمِين است، نترسید! او هرگز بندۀ خود را هر چقدر هم که بد باشد نمی‌سوزاند؛ من باورم نمی‌شود او از مادر مهربان‌تر است چگونه مرا بسوزاند در حالی که این همه در خلقت من زحمت کشیده است! روزگار گذشت و سزای عمل این مرد رباخوار پسر جوانی شد که در معصیت خدا پدر را در جیب گذاشت و به ستوه آورد تا آنجا که پدر آرزوی مرگ پسر خویش می‌کرد. گفتند: واقعا آرزوی مرگش داری؟ گفت: والله کسی او را بکشد نه شکایت می‌کنم نه بر مردنش گریه خواهم کرد. گفتند: امکان ندارد پدری با این همه حب فرزند که زحمت بر او کشیده است حاضر به مرگ فرزندش باشد. گفت: والله من حاضرم، چون مرا به ستوه آورده است و به هیچ صراط مستقیمی سربراه نمی‌شود. گفتند: پس بدان بنده هم اگر در معصیت خدا بسیار گستاخ شود، خداوند أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ از او به ستوه می‌آید و بر سوزاندن او هم راضی می‌شود‌. قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ (17 - عبس) مرگ بر اين انسان، چقدر كافر و ناسپاس است؟ ___ ! وارد شوید! @daneshvadanestan
. علی نُه سال دارد که سال قبل، روزگار سایه پدر برای ابد در دنیا از سر او برداشته و یتیم‌اش کرده است. او را به عنایت الهی مدتی است مورد اکرام قرار داده‌ایم. روزی آرام در گوش من می‌گوید: عمو، من پسر خوبی هستم قول می‌دهم تو مرا مواظبت کن، بزرگ شوم من هم روزی که تو پیر شدی تو را مواظب خواهم شد و جبران‌اش خواهم کرد. قلب خیلی سنگدلی می‌باید که با شنیدن این جمله در چشم‌اش اشک جمع نشود. این کلام علی را تجربه اثبات کرده است که ایتام در کودکی حتی کسی دستی سر آن‌ها بکشد هرگز فراموش‌اش نمی‌کنند و حتی پیرمردی هم بشوند که نتوانند جبران محبت کنند، محبت را هرگز فراموش نمی‌کنند. می دانیم راز این امر الهی چیست؟ واژه یتیم از یُتمّ است، یعنی کسی که دوره صغیری او تمام نشده و نیاز به مراقبت برای کبیر شدن دارد. ایتام بعد از مرگ پدر از همه قطعِ انتظار محبت می‌کنند برای همین کسی را منتظر محبت در حق‌شان بعد از مرگ پدر نمی‌دانند و منتظرش نیستند پس کسی در حق‌شان محبت و اکرام کند هرگز فراموش‌اش نمی‌کنند و به یاد او هستند و در صدد جبرانِ آن هستند. اگر انسان نیز از خلایق قطعِ انتظار کند و فقط انتظار و توقع روزی و محبت و پناه از خدای خود داشته باشد از شرک و کفر باذن الله دور می‌شود و همیشه شاکر است و عزیز خالق و مخلوق او می‌شود. ___ ! وارد شوید! @daneshvadanestan
همسرِ سلیمان او را ترک کرده و هر اندازه سلیمان التماس کرده، برای برگشت او کارساز نشده است. او شاکی است که زندگی او را یک پیامک ویران کرد و این چگونه با عدالت الهی سازگار است؟ می گویم تا در مورد عدالت خدا چیزی نمی دانی حق قضاوت نداری. صبر کن تا مدد الهی برسیم. در اصول کافی از امام صادق علیه السَّلام آمده است : خداوند چهل گناه بزرگ از بنده خود می پوشاند و چون گناهان بزرگ اش فراتر رفت، ( توبه و استغفاری نکرد و عمل صالحی برای جبران اش انجام نداد) حق تعالی فرشتگان خود امر می کند بالهای خود کنار زنید تا این بنده من رسوایی اش که با گناهانی که داشت ، آشکار شود. آقا سلیمان ، طبق قرآن اجنه و شیاطین از فرشتگان الهی به شدت می ترسند پس وقتی که انسان گناهی می کند و شیطان در صدد است با خاطر زدن در گوش برخی یاران شیطانی انس خودش ، آن انسان را رسوا کند، چون برابر امر خدا فرشتگان بال رحمت بر او گسترانیده اند، لذا اگر ابلیسی بخواهد آبروی انسان را ببرد ، از ترس فرشتگان نمی تواند سخنی با خواطر جابجا کند. اما وقتی فرشتگان بال خود بر اثر امر الهی کنار زدند، ابلیس بازیگر میدان می شود و آبروی انسان می برد. از امام رضا علیه السَّلام سوال کردند: چگونه سارقی را برای سرقت کوزه ای دست باید قطع کرد؟ فرمودند: خداوند هرگز گناه کسی را در بار اول فاش نمی سازد مگر چهل بار آن گناه را کرده و توبه ای نکرده باشد. گفتم سلیمان!! بی تردید تو خطاهای دیگری کرده ای و این پیامک همان اتمام پایان پوشاندن 40 گناه کبیره تو بود.... تاملی کرد و گفت: به راستی حقیقت بر من روشن کردی من با زنان زیادی رابطه نامشروع داشتم متکبر بودم و بسیاری را ترسانده ام.... در این داستان خداوند پرده محافظت خود از گناهان من برداشت و رسوا شدم.... او مرا رسوا نکرد بلکه پرده ستر خود از من برداشت که حق من بود. در اصول کافی از امام صادق علیه السَّلام آمده است وقتی اعمال رسوا کننده کردی دندان های ات به خنده آشکار مکن و هر کس گناه کرد ، شب را نباید ایمن بخوابد یعنی باید استغفار کند و پشیمان باشد در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است ،خواب های آشفته در شب ، مجازات الهی برای گناهان روز است. در خاتمه برای روشن شدن امر مدد الهی مثالی می زنم . محسن چندین بار است که از مغازه های محل دزدی می کند و خداوند به دست فرشتگان از رحمت اش اجازه نداده است اجنه و شیاطین راز او فاش کنند و آبروی او ببرند. اما روزی که اراده خدا و امر خدا بر فرشتگان است که سایه بال های ستر خود از گناهان محسن بردارند، محسن علی رغم رعایت محاسبات و نهایت تیزهوشی به مغازه ای در خلوت بازار برای دزدی رفته است، شیطان در گوش پلیسی که گوشه دیگر شهر است نجوا می کند ، به آن بازار برود... و چون فرشته، دیگر بال رحمت بر سر محسن ندارد به راحتی جن یا همان شیطان را اجازه می دهد در گوش مردم خواطر خود را ردّ و بدل کند تا شیطان که از بردن آبروی کسی خوشحال می شود کامروا گردد. _ ! وارد شوید! @daneshvadanestan
⬅️ شیطان من و رحمان تو ✍️عارف سخنوری، با یک قاری قرآن در مجلسی وارد شدند. قاری قرآن شروع به تعریف از اخلاق و علم دوست سخنورش کرد و همگان مشتاق شنیدن سخنان مرد سخنور بودند. وقتی وارد مسجد شدند، در جلسه، قرآن تلاوت می‌کردند. سخنور تا رسید قرآن دادند تا بخواند و یک کلمه را اشتباه خواند و مصحح بدون رودربایستی و بلند غلط او را گرفت. نوبت تلاوت به قاری رسید، قاری دو کلمه را سقط کرد و نخواند و بلند مورد ایراد واقع شد. سخنور سخنرانی کرد و مجلس تمام شد. وقتی با دوست قاری‌اش از مجلس بیرون آمدند، سؤال کرد، چرا دو کلمه را به عمد، سقط کردی و انداختی؟ طوری که کسی از تو ایراد گرفت که یک صدم تو قرآن وارد نبود؟ قاری گفت: تو استاد منی و استاد سخن، وقتی تو یک غلط خواندی من باید دو غلط می‌خواندم تا مردم باور کنند این صفحه تلاوتش دشوار بود و وجهه ظاهری تو حفظ شود تا مردم به سخنانی که از تو می‌خواستند بشنوند، تردید بر علم تو نداشته باشند. از تو می‌خواستند مطلبی یاد بگیرند اما من جز صوت خوش چیزی نداشتم به آن‌ها بدهم. سخنور دست دوست قاری‌اش را بوسید و گفت: تو استاد اخلاق منی! چون وقتی که تو قرآن می‌خواندی شیطان در دل من نفوذ کرد و آرزو می‌کردم غلط بخوانی تا آبروی من به من برگردد. چیزی که شیطان در دل من گذاشته بود، رحمان در دل تو نهاد. _ ! وارد شوید! @daneshvadanestan