🌸 #صحیفه_سجادیه 🌸
✳ عذرخواهی از خداوند در حقالناس✳
🔹 نپوشاندن عیب مؤمن🔹
💧 وَ مِنْ عَيْبِ مُؤْمِنٍ ظَهَرَ لِى فَلَمْ أَسْتُرْهُ،
🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅
🌟 امام صادق علیه السلام:
پایینترین درجهٔ کفر
این است که انسان از برادر مؤمنش کلمهای بشنود
و آن را در حافظه خود نگهدارد؛
تا روزی او را مفتضح و رسوا سازد.
🔹اگر کسی به چنین حالی برسد که
دوست داشته باشد،
▪اشکالات و عیبها
▪و زشتیهای انسانهای مؤمن را
آشکار و پخش کند 📣
این کار او گناه کبیره است 📛
و قرآن کریم به او وعدهء عذاب داده است
🔹هم در دنیا و هم در آخرت
در همین دنیا خداوند آبرویش را میبرد🌚
👈 فردی که عیب مؤمن را پخش میکند به حریم انسان مؤمن وارد شده است
👈و از این به بعد، سر و کارش با خدای متعال است
🔹خداوند از جایی که فکرش را نمیکند،
آبرویش را میبرد
👈حتی اگر در پستوی خانهٔ خود
معصیتی را مرتکب شود،
🔹جایی که ظاهراً هیچکس او را نمیبیند
🔹خداوند از جایی که فکرش را نمیکند
او را رسوا و بیحیثیت میکند.
@ganjeneh_marefat
✨🌹✨🌹✨
⭕️یک دقیقه سکوت...
بخاطر خجالت کشیدن مردی که درامدش کفاف زندگیشو نمی دادچه برسد به خرید عید و پای رفتن به خونه رو نداشت
#یک_دقیقه_سکوت...
بخاطر شرمندگی مردی که لباس چروکیده دست دوم رو بنام جنس خارجی تن بچش کرد برویش خندید و در خفا اشک ریخت
#یک_دقیقه_سکوت...
بخاطر زنی که با شرافت تمام غرورش را زیر پا گذاشت و خونه تکونی دیگران رو انجام داد و خانم خونه اربابی کرد براش ولی تسلیم هیچ نامردی نشد
#یک_دقیقه_سکوت...
بخاطر تبسم مصنوعی بر کنج لب زنی که چرخ کرده سنگدونی مرغ رو بجای گوشت چرخ کرده بخورد بچه در ارزوی کبابش داد
#یک_دقیقه_سکوت...
بخاطر مستاجری که سر درد رو بهونه کرد و دستمال بر سر بست و پتو بر سر کشید و گریه کرد برای عید که صاحبخونه در قبال اجاره های عقب افتاده جوابش کرده بود
#یک_دقیقه_سکوت ...
بخاطر بچه ای که خجالت کشید و تو کوچه نیومد و با حسرت از لای در همبازی های لباس نو بر تن رو دید زد زیر گریه
#یک_دقیقه_سکوت ....
به خاطر انسانیت که این روزا مرده ولی تو میتونی اونو زنده کنی...
خدایا این روزا هوای خیلیارو داشته باش.
🌟💥🌟💥🌟💥🌟💥
@ganjeneh_marefat
💢🔰💢🔰💢🔰💢🔰💢
🌴رازتشرفات سیدکریم🌴
🍁 آقاسیدکریم پینه دوز،همچون آقا ومولایش حضرت بقیت الله الاعظم (عج)،به صورت دایم درهر صبح وشام،دقایقی رابه یاد سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله #الحسین (ع) گریان می گشته است وبدون استثنا درطول سال،درهرصبح وشام قطره های #اشکی جانسوزازدیدگانش سرازیر می شده است.
جناب شیخ عبدالکریم حامد نقل می کند که ازجنای سید کریم پینه دوز که هر هفته به ملاقات مولاتوفیق می یافت،پرسیده شد:(چه کرده ای که به چنین توفیقی دست یافته ای؟)اودرجواب گفت:(شبی درخواب بودم جدم #پیامبر ختمی مرتبت(ص) رادر عالم رویا دیدم. ازایشان تقاضای #ملاقات امام عصر(س) رانمودم.
🍂آن حضرت فرمود:"درطول شبانه روز #دو مرتبه برای فرزندم #سید_الشهدا(ع) #گریه کن!" از خواب بیدارشدم واین برنامه رابه مدت یک سال اجرا نمودم تا به خدمت آن حضرت نایل آمدم."
منبع :
برگرفته از کتاب ارتباط معنوی با حضرت مهدی ( عجل الله تعالی فرجه الشریف )
💢🔰💢🔰💢🔰💢🔰💢
@ganjeneh_marefat
#داستان_جالب_خوندنی👇👇
🔰سنگ یا برگ ❗️
مرد جوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود. استادی از آنجا میگذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست. مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت: «عجیب آشفتهام و همه چیز زندگیام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمیدانم این آرامش را کجا پیدا کنم❓"»
استاد برگی از شاخه افتاده روی زمین کند و آن را داخل نهر آب انداخت و گفت: «به این برگ نگاه کن. وقتی داخل آب میافتد خود را به جریان آن میسپارد و با آن میرود.»
سپس استاد سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت. سنگ به خاطر سنگینیاش داخل نهر فرو رفت و در عمق آن کنار بقیه سنگ ها قرار گرفت. استاد گفت: «این سنگ را هم که دیدی. به خاطر سنگینیاش توانست بر نیروی جریان آب غلبه کند و در عمق نهر قرار گیرد. حال تو به من بگو آیا آرامش سنگ را میخواهی یا آرامش برگ را❓»
مرد جوان مات و متحیر به استاد نگاه کرد و گفت: «اما برگ که آرام نیست. او با هر افت و خیز آب نهر بالا و پائین میرود و الان معلوم نیست کجاست⁉️ لااقل سنگ میداند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جریان دارد اما محکم ایستاده و تکان نمیخورد. من آرامش سنگ را ترجیح می دهم❗️»
استاد لبخندی زد و گفت: «پس چرا از جریانهای مخالف و ناملایمات جاری زندگیات مینالی؟ اگر آرامش سنگ را برگزیدهای پس تاب ناملایمات را هم داشته باش و محکم هر جایی که هستی آرام و قرار خود را از دست مده.»
استاد این را گفت و بلند شد تا برود. مرد جوان که آرام شده بود نفس عمیقی کشید و از جا برخاست و مسافتی با استاد همراه شد. چند دقیقه که گذشت موقع خداحافظی، مرد جوان از استاد پرسید: «شما اگر جای من بودید آرامش سنگ را انتخاب میکردید یا آرامش برگ را❓»
استاد لبخندی زد و گفت: «من در تمام زندگیام، با اطمینان به خالق رودخانه هستی، خودم را به جریان زندگی سپردهام و چون میدانم در آغوش رودخانهای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور یار دارد از افت و خیزهایش هرگز دلآشوب نمیشوم. من آرامش برگ را میپسندم.»
🌾🌴🌾🌴🌾🌴🌾🌴🌾
@ganjeneh_marefat
✨﷽✨
💠ما رئیس دزدها نیستیم....
✨مرحوم عبدالکریم حامد می فرمود: شخصی در مجالس سیدالشهدا علیه السلام خدمت می کرد و زیر لب این شعر را می خواند: حسین دارم چه غم دارم؟!
✨شیخ رجبعلی با دیدن این شخص در دل گفت : سید الشهدا علیه السلام به این شخص تفضل خواهد کرد و او را از هم ها و غم های قیامت نجات خواهد داد.
✨پس از مدتی شیخ رجبعلی شبی در خواب دید که محشر به پا شده و امام حسین علیه السلام به حساب مردم رسیدگی می کند و آن شخص هم در ابتدای صف ، نزدیک حضرت قرار دارد.
✨شیخ رجبعلی می گفت : با خود گفتم : امروز روز توست ؛ گوارایت باد
✨ناگهان دیدم که امام حسین علیه السلام به فرشته ای امر کرد که آن مرد را به انتهای صف بیندازد ؛ در آن هنگام حضرت نگاهی به من کرد و با ناراحتی فرمود: "شیخ رجبعلی ما رئیس_دزدها نیستیم"
✨از سخن حضرت تعجب کردم و پس از بیداری جستجو کردم که شغل آن مرد چیست و فهمیدم که عامل توزیع شکر است و شکر را به جای این که با قیمت دولتی به مردم بدهد ، آزاد می فروشد
@ganjeneh_marefat
🍃🌸🍃🌸
🌐 امیرالمومنین (ع):
رزق و روزى دو گونه است؛
يک، روزى ای كه تو آن را مى جويى و روزى ديگر كه آن تو را مى جويد،
كه اگر تو در پى آن نروى، آن در پى تو مى آيد.
پس غم سالَت را بر غمِ روزَت اضافه مكن.
رزقِ هر روز، براى همان روز تو كافى است.
اگر آن سال [كه غم روزى اش را مى خورى] از عمر تو باشد خداوند متعال فرداى هر روزى، قسمتِ آن روز را به تو خواهد داد و اگر آن سال از عمر تو نباشد، غم روزى آن را چرا مى خورى؟
هيچ كس براى رسيدن به آنچه روزىِ توست، بر تو سبقت نمیگيرد و هيچ غلبه كننده اى در به چنگ آوردن روزىِ تو، مغلوبت نمیكند و رزقى كه برايت مقدّر شده بى درنگ به تو برسد.
📚نهج البلاغة : الحكمت ۳۷۹
@ganjeneh_marefat