قهوه قجری
https://abzarek.ir/service-p/msg/3120742
سلام میخواستم ازتون خواهش کنم موسیقی های بی کلام بیشتری بذارید البته جسارت نباشه چون من خودم خیلی دنبال موسیقی بیکلام که به دلم بشینه میگشتم تا اینکه یه روز یکی از رفقا صوت سه تار شما رو برام گذاشت و واقعا خوشم اومد و خیلی دنبال همچین موسیقیایی هستم
::
سلام و عرض ادب
رسالت رامشگران در همین است و این باعث خوشحالی من میشود وقتی متوجه میشوم این هنر (البته اگر لایق هنر بدانید) باعث آرامش و خرسندی شماست. انشاءالله که لایق باشیم و بتوانیم به عهد خویش پایبند باشیم.
چشم.
باعث افتخار است
جنون و سرخوردگی در حوالی ساعات صفر به وقت پل معلق. و ناگهان...
هوای ابری با فلفل باران و تندی سرما. روبروی ایستگاه اتوبوس پشت چراغ قرمز. آرامش و زندگی، خطوط موازی عابر پیاده که هیچوقت به هم نمیرسند. عابر در حال عبور با چراغ سبز متقاطع میشود و ناگهان...
بیزار از منیات و تسلطپذیری، به دنبال خروج از شکست تا شکست ناپذیری پی اثبات عظمت شجاعت شخصیتی مستقل؛ در حال گذر از افق رویداد تنهایی در خلوت کوچههای پایین شهر و رد شدن از کنار قماشی مست و ناگهان...
سفر به سواحل روزمرگی برای رهایی از عمق شنهای اندیشه که به تمام بدن اندیشمند چسبیدهاند، دو پاکت سیگار و فندکی که نشان میدهد سیگار باید با سیگار روشن شود. اوقات شرعی شب، عمل نامشروع تنهایی، چشمانی سرخ و ناگهان...
مابین خواب و بیداری، خانهای شلوغ اما ساکت با عطر دعا و مزهی شور اشکهای جاری بر گونهها، و مرادی که زیر لب زمزمه میکند:(( تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن..)) و ناگهان...
ناگهان هیچ
ناگهان پرواز
(۱۲) أَتُوبُ إِلَيْكَ فِي مَقَامِي هَذَا تَوْبَةَ نَادِمٍ عَلَى مَا فَرَطَ مِنْهُ، مُشْفِقٍ مِمَّا اجْتَمَعَ عَلَيْهِ، خَالِصِ الْحَيَاءِ مِمَّا وَقَعَ فِيهِ.
در اين مكان(كه ايستادهام)به سوى تو باز مىگردم،بازگشت كسى كه از آنچه از او سر زده، پشيمان است.و از آنچه بر او گرد آمده،ترسان.و از آنچه در آن افتاده،سخت شرمنده است
(۱۳) عَالِمٍ بِأَنَّ الْعَفْوَ عَنِ الذَّنْبِ الْعَظِيمِ لاَ يَتَعَاظَمُكَ، وَ أَنَّ التَّجَاوُزَ عَنِ الْإِثْمِ الْجَلِيلِ لاَ يَسْتَصْعِبُكَ، وَ أَنَّ احْتِمَالَ الْجِنَايَاتِ الْفَاحِشَةِ لاَ يَتَكَأَّدُكَ، وَ أَنَّ أَحَبَّ عِبَادِكَ إِلَيْكَ مَنْ تَرَكَ الاِسْتِكْبَارَ عَلَيْكَ، وَ جَانَبَ الْإِصْرَارَ، وَ لَزِمَ الاِسْتِغْفَارَ.
مىداند كه بخشايش گناه بزرگ،بر تو بزرگ نيست و در گذشتن از معصيت بسيار،بر تو دشوار نيست و چشمپوشى از جرمهاى بسيار زشت بر تو سخت نمىباشد،و محبوبترين بندگانت نزد تو كسى است كه بر تو گردنكشى نكند و پافشارى (بر گناه) را ترك كند و پيوسته آمرزش خواهد
(۱۴) وَ أَنَا أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِنْ أَنْ أَسْتَكْبِرَ، وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ أُصِرَّ، وَ أَسْتَغْفِرُكَ لِمَا قَصَّرْتُ فِيهِ، وَ أَسْتَعِينُ بِكَ عَلَى مَا عَجَزْتُ عَنْهُ.
و من از گردنكشى بر تو سخت بيزارم و از اصرار (بر گناه) به تو پناه مىبرم.و براى آنچه كوتاهى كردم،از تو آمرزش مىخواهم،و براى هر آنچه از انجامش ناتوانم،از تو يارى مىطلبم
(۱۵) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ هَبْ لِي مَا يَجِبُ عَلَيَّ لَكَ، وَ عَافِنِي مِمَّا أَسْتَوْجِبُهُ مِنْكَ، وَ أَجِرْنِي مِمَّا يَخَافُهُ أَهْلُ الْإِسَاءَةِ، فَإِنَّكَ مَلِيءٌ بِالْعَفْوِ، مَرْجُوٌّ لِلْمَغْفِرَةِ، مَعْرُوفٌ بِالتَّجَاوُزِ، لَيْسَ لِحَاجَتِي مَطْلَبٌ سِوَاكَ، وَ لاَ لِذَنْبِي غَافِرٌ غَيْرُكَ، حَاشَاكَ.
خداوندا بر محمّد و خاندانش درود فرست و آنچه از تو بر من واجب است،به من ببخش.و مرا از آنچه از جانب تو سزاوارش هستم رها كن و از آنچه بدكاران وحشت دارند پناهم ده،كه تو بر بخشايش نمودن توانايى، و براى آمرزش،اميدوارى به توست و به گذشت مشهورى.براى حاجتم جز از تو درخواستى نيست و براى گناهم غير از تو آمرزندهاى ندارم.تو از عيوب منزّه و دورى
(۱۶) وَ لاَ أَخَافُ عَلَى نَفْسِي إِلاَّ إِيَّاكَ، إِنَّكَ ﴿أَهْلُ التَّقْوىٰ وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ﴾، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اقْضِ حَاجَتِي، وَ أَنْجِحْ طَلِبَتِي، وَ اغْفِرْ ذَنْبِي، وَ آمِنْ خَوْفَ نَفْسِي، ﴿إِنَّكَ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾، وَ ذَلِكَ عَلَيْكَ يَسِيرٌ، آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ.
و من بر خود جز از تو نمىترسم.زيرا تو سزاوارى كه از تو پروا كنند و سزاوارى كه بيامرزى،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و حاجتم را روا كن و درخواستم را برآور،و گناهم را بيامرز و ترسم را ايمنى ده.زيرا تو به هر چيز توانايى و آنچه خواستم بر تو آسان است.بپذير،پروردگار جهانيان
-چند فرازی از یکی از مناجاتهای صحیفهی سجادیه
روان جهان به شما گله میدارد،
برای چه مرا آفریدی؟
که مرا به کالبد هستی درآورد؟
خشم و زور و دستیازی و سنگدلی و گستاخی، مرا فرا گرفته است.
مرا جز تو پشتی و پناهی نیست.
رهاننده نیکی که مرا برهاند
به من بنمای
-سرودهی دوم بخش اول