روان جهان به شما گله میدارد،
برای چه مرا آفریدی؟
که مرا به کالبد هستی درآورد؟
خشم و زور و دستیازی و سنگدلی و گستاخی، مرا فرا گرفته است.
مرا جز تو پشتی و پناهی نیست.
رهاننده نیکی که مرا برهاند
به من بنمای
-سرودهی دوم بخش اول
در عمق بیکرانگی چشمهای تو
کاکاییان¹ پیر هم غرق میشوند
۱- کاکایی: تیرهای از پرندگان دریایی راسته آبچلیکان با بالهای بلند