بغض مثل خاری بود که در گلو گیر کرده بود
نه بالا میرفت
نه پایین میآمد
فقط بر این زخم بیشتر فشار میآورد و بیشتر آن را پاره میکرد
و بدتر از همه بیشتر درد میکرد
(Implode)
در زبان انگلیسی این کلمه معنایی داره که توی زبان فارسی شاید هیچ معادل درستی نداشته باشه
مثل: ریزش، رمبش، له شدن
حالتی که توش ستاره از حد چاندراسخار بیشتر باشه و پس از ابرنواختر پایانی هستهی چگال و سنگین ستاره در خودش فرو بریزه.
چند وقته که این سوال ذهنمو درگیر کرده که: من کیام؟
انگار هویتمو گم کردم
جوابهایی که در کودکی بهشون جواب داده نشه، در بزرگسالی دوباره خودشونو نشون میدن