حس میکنم افتادیم لا به لای یه سری آدمهای گنده با افکار کودکانه
با دو من ریش و پشم و یال و کوپال، وقتی حرف از نمره میشه، یهو برمیگردن میگن: فلان استاد خوب نمره نداد/نمیده
و وقتی ازشون میپرسی خب باشه چند شدی حالا؟
جوابا این شکلیه: هفده، هجده، نوزده و هفتاد و پنج.
وقتی بهشون بگی: د آخه اینام نمره بد محسوب میشه مگه؟
میگن: آره، نمره خوب یعنی بیست، یا من کامل در حد بیست نوشتم ولی نمرمو نداد. و اینو با یه جور هیجان خیلی به خصوصی میگن.
آدم میمونه چی بگه جدی. من و دوستام شبیه ماهی توی آب دهنامون فقط باز و بسته میشه و صدایی ازمون خارج نمیشه، مبدا فحشی نثارشون کنیم.
میدونید، مشکل من با بیست گرفتن یا نگرفتن خودم یا بقیه نیست. درواقع اگه دارن تلاش میکنن و بیست میگیرن، خیلیم نوش جونشون.
مشکلم جاییه که اینطوری، همش به هر استادی که بهشون کمتر از بیست بده، به چشم استادِ بد نگاه میکنن، و به هر نمره ای به جز بیست به چشم تحقیر.
بازم مسأله ای نیست اگه نظراتشون رو برای خودشون نگه دارن، ولی وقتی میان خیلی راحت و عمومی اینطور حرف میزنن، و اگه خودشون بیست بشن خیلیم خوب!، ولی بقیه رو با حرفاشون، رفتارشون و نگاهشون، تحقیر میکنن، واقعا حالمو بهم میزنه.
مگه توی کودکستان درس میخونیم که همه از دم بیست؟ مگه میزان توانایی و شرایط همه یکسانه که اگر بیست نشدن، بیای و اینقدر راحت تحقیرشون کنی؟
وا.
Dark & wild 🇮🇷
حس میکنم افتادیم لا به لای یه سری آدمهای گنده با افکار کودکانه با دو من ریش و پشم و یال و کوپال، و
تازه
از این هم بگذریم که، سر جلسه امتحان، رسما میگن بلد نیستن و هزار تا هزار تا، از بقیه سوال میپرسن یا حتی برگهٔ بقیه رو میگیرن!
اما بعد از داده شدن نمرات، میگن: وا! من کامللللل و دقیق نوشته بودم، استاد نمرمو ندادددد و بلا بلا بلا.
😂
هدایت شده از مسواک|Messwak
خیلی انسان چایی دم بکنی هستم؛ بعد از غذا، بعد بستنی، بعد خواب، با کتاب، با فیلم، با درس، با همه چی. ممنونم از چایی که تو این زندگی سخت کنارمه🎀🫖🎀
• ششششش •
@Messwak
از tmi امروز میتونم بگم مثلا:
از هفت صبح تا ظهر کلاس بودیم
بعدش یکسره با دوسدختر رفتیم بیرون دور دور و در نهایت هیچی هم نخوردیم (بهش گفتم بریم اینجا گفت اینجا خوب نیست. گفتم بریم اونجا گفت بیخودی گرونه. گفتم بریم فلان جا گفت خیلی الان خلوته. گفتم بریم بهمان جا گفت باهاش حال نمیکنم. گفتم بریم قهوه بخوریم گفت با معده خالی نمیتونم کافئین بخورم معده درد میشم. گفتم من واقعا تشنمه گفت جلوتر آب خوری داره برو اونجا آب بخور. 🤣)
رفتیم یهکم یه جا استراحت کنیم، خانوادهٔ منو بیرون دیدیم، یکی از دوستای دوران راهنماییمو دیدیم. بعد همه باهم دسته جمعی داشتیم برمیگشتیم خونههامون که خانوادش زنگ زدن، (مادرش زنگ زد، از طرز صحبتش متوجه نشدم کیه، بعد خودش گفت مامانم بود سلام رسوند. بهش گفتم چرا زودتر نگفتی مامانته، بگم به مادرزنم سلام برسونی😔💘) گفتن ما داریم میایم سمت شما و دیگه متاسفانه اینجا بود که از هم جدا شدیم و منو با دوست دوران راهنماییم در فضایی که برام معذبکننده بود، تنها گذاشت.😂😭
آها، یه tmi دیگه 😂:
موهامو هم بالاخره، بعد از صد قرن، رنگ کردم. البته نصفشو:/