eitaa logo
Dark & wild 🇮🇷
138 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
72 ویدیو
1 فایل
Attention Blank space 🌌 Sponge bob: can you hear me? Patrick: no it's too dark. https://harfeto.timefriend.net/17469958509418 - هیلدا فعلا!
مشاهده در ایتا
دانلود
بریده کتاب شماره 9 -خاطرات سفیر-
هدایت شده از ㅤ𝗪𝗂ꬻᧁ᥉
یه چلنج کوچولو ؟ فور کنید و نیک‌نیم یا اسمی که باهاش شناخته میشید رو زیر این پیام بنویسید تا وایبتون رو بدم. ظرفیت نداره و تا شب جوابارو میذارم~ 彡Unknown - من اینجام
این رو فور کنید و یه عدد از یک تا صد رو انتخاب کنید، تا من یک غزل از ویلیام شکسپیر بهتون بدم. (تا ساعت دوازده وقت هست که فور کنید.) آیدی تون رو اینجا بفرستید
هدایت شده از  𝖵𝖺𝗀𝗎𝖾
-وقتتون به کام. این پیام رو فور کنید دیلیتون و سه تا کلمه + ژانرِ مورد علاقتون رو بگید تا براتون یه سناریو کوتاه بنویسم و کاراکترتون رو توصیف کنم. -تگ چنلتون رو اینجا بزارید. ⤿𝖵𝖺𝗀𝗎𝖾
هدایت شده از 𝐂𝗁𝖺ll𝖾𝗇𝗀
هدایت شده از 𝐂𝗁𝖺ll𝖾𝗇𝗀
-ساعت 23:44 کلانتری مرکزی شیکاگو. ماگ نیلی رنگ رو نزدیک لباش کرد و جرئه‌ای از محتویات توش خورد. از مزه تلخ قهوه چهره‌اش درهم شد و به پرونده های پخش شده رو زمین نگاهی کرد.چشماش از بیخوابی های این چندوقت قرمز شده بودن و ظاهرش مثل معتادی بود که بهش مواد نرسیده.از آخرین باری که آسمون رو دیده بود یه هفته میگذشت.یه هفته‌ای میشد که خودش رو برای پیدا کردن سرنخی تو دفتر کارش حبس کرده بود‌. بارها و بارها دوربینای امنیتیِ مناطق رو چک کرده بود اما تنها چیزی که نصیبش میشد رفتن دختر به خیابون West Town شرقی و بعد غیب شدنش بود. کلافه و خسته بود.به چشماش مالشی داد و تصمیم گرفت برای ادامه دادن کارش هم که شده نفسی تازه کنه. از روی زمین بلند شد و صدای چق چق استخوناش رو شنید.دستی به موهای بهم ریختش کشید هوای خفه کننده اتاق رو ترک کرد. دستاش رو تو جیب شلوار جینش گذاشت و به آسمون تاریک بالای سرش نگاهی انداخت. نفس عمیقی از هوای تازه کشید و سبک شدن قلب و روحش رو حس میکرد. با پایین انداختن سرش نگاهش به جعبه مشکوکی که کنار ماشینش بود افتاد. قدمای محتاط و آرومش سمت جعبه برداشته میشدن.نگاه دقیق تری به جعبه انداخت با دیدن مایع قرمزی که جنس مقوایی جعبه رو نمدار کرده بود دستش رو با شک و تردید سمت جعبه دراز کرد. پاپیون مشکی رنگ بسته شده رو جعبه رو به دوطرف کشید و سرش رو برای دیدن دقیق تر جلو برد. محتویات معده‌ش به گلوش حجوم آوردن و راه تنفسیش رو بستن.مطمعنن انتظار دیدن هرچیزی رو داشت جز دیدن سر بریده گمشده‌ش. For : @dark_wild
هدایت شده از 𝟭:𝟭𝟭𝖺𝗆
‌ʄ𖦹ɾ 💬  ᑌ ☓ @dark_wild    ★