eitaa logo
دشت جنون
4.7هزار دنبال‌کننده
7.1هزار عکس
2.1هزار ویدیو
3 فایل
ما و مجنون همسفر بودیم در #دشت_جنون او به مطلبها رسید و ما هنوز آواره ایم #از_شهدا #با_شهدا #برای_دوست_داران_شهدا خصوصاً شهدای نجف آباد ـ اصفهان همه چیز درباره ی #شهدا (زندگینامه،وصیت نامه، خاطرات،مسابقه و ...) آی دی ادمین : @shohada8251 09133048251
مشاهده در ایتا
دانلود
💐🌷🌼🌸🌼🌷💐 امروز سالروز طلوع چند آسمون نشین شهرستانمونه تولدتان مبارک 🌺 بسیجی حسن توکلی 🌼 (حسین) 🌺 بسیجی غلامحسین خیری 🌼 (محمدعلی) 🌺 بسیجی سعید روح اله 🌼 (محمدباقر) 🌺 بسیجی مصطفی قیصری 🌼 (مرتضی) 🌺 بسیجی احمد پورپیرعلی 🌼 (ابوالقاسم) 🌺 سرباز عباس یادگارصالحی 🌼 (گل محمد) 🌺 انقلابی عبدالعلی طالبی 🌼 (قربانعلی) 🌺 انقلابی ملک حسین خسروی 🌼 (حیدر) 💐@dashtejonoon1🌼💐
🥀🌷🕊🌹🕊🌷🥀 🌹 🌹 فرزند : علی : 🗓 1344/06/01 🗓 محل تولد : نجف آباد وضعیت تاهل : مجرد شغل : کارگر : 🗓 1367/03/09 🗓 مسئولیت : سرباز محل : سردشت عملیات : درگیری با ضد انقلاب مزار : 🌹 @dashtejonoon1🌹🕊
🌹🕊🌴🥀🌴🕊🌹 پیش از پیروزی انقلاب، من و مهدی در دبیرستان، فعالیتهای مبارزاتی می کردیم. یکی از دبیرها که به رژیم وابسته بود، متوجه فعالیتهای من شد و به پلیس خبر داد. روزی مرا به همراه فرزند یکی از روحانیون دستگیر کردند. در کیف من تعدادی از اعلامیه های امام راحل (ره) وجود داشت که اگر به دست مأموران می رسید، اسباب گرفتاری جدی می شد. دلهره و نگرانی لحظه ای مرا تنها نمی گذاشت. واقعاً نمی دانستم که این کیف را چطور نیست و نابود کنم، در همین افکار بودم که ناگهان شخصی از دور رسید و در حالی که می دوید، کیفم را از دستم ربود و رفت. مأموری که همراهمان بود برای اینکه ما فرار نکنیم، به او توجهی نکرد. خلاصه چون مدرکی علیه ما نیافتند پس از بازخواست و مختصر برخوردی، ما را آزاد کردند. بعدها فهمیدم که آن شخص از طرف مهدی آمده بود تا مدارک را از من برباید و نجاتم دهد. 🌹 @dashtejonoon1🥀🌴
🌼🍀🌹🕊🌹🍀🌼 چند روزی بود که با وضعیت مالی بدی دست و پنجه نرم می کردیم ... هزینه خورد و خوراک خودم و بچه هام به کنار ، بدهکاری هام به مردم هم آزارم می داد... چند وقتی می شد لنگ پول بودم . خجالت هم می کشیدم به کسی بگم و از مردم کمک بخوام ، ترجیح می دادیم صورتمون رو با سیلی سرخ نگه داریم . منتظر بودم فرجی بشه و خدا بهمون کمک کنه. یک روز که داشتم کار های خونه رو می رسیدم دیدم یکی در خونه رو می زنه ، چادرم رو سرم کردم و درب خونه رو باز کردم . دیدم پشت در بود . چند مدتی بود که از برگشته بود. سلام کرد و از وضعیت زندگیمون ازم سوال پرسید، بعدش یه بسته پول رو به عنوان کمک با اصرار زیاد بهم داد و رفت... از خدا خیلی ممنون بودم. رفتم بالا و سریع بسته پول رو باز کردم. پول ها رو شمردم و با کمال ناباوری دیدم پول ها دقیقا بود . این درحالی بود که من به هیچ کس نگفته بودم نیاز به این مقدار پول دارم... 🌺 @dashtejonoon1🥀🕊
🌺🌼💐🌴💐🌼🌺 دوست عزیز همسر شما برای خود شماست، نه برای نمایش دادن جلوی دیگران! می دانی چقدر از جوانان با دیدن همسر بی حجاب شما به گناه می افتند؟ شادی روح و 🌴 @dashtejonoon1🌺🌼
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دشت جنون
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 #امیر_سرافراز #خلبان_شهید #محمد_نوژه #قسمت_دوم #شهید_نوژه فردی با انضباط و برخوردار از دا
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 پس از پیروزی انقلاب اسلامی باز هم آرام و قرار نداشت. در آن زمان گروهک‌های ضدانقلاب در شهر‌ها و نقاط مختلف کشور در صدد آشوب و تجزیه ایران بودند و با این هدف به کشتار مردان و زنان و اطفال بی گناه می‌پرداختند. در همین زمان (۲۳/ ۵/ ۱۳۵۸) مهاجمان مسلح طرفدار حزب دمکرات کردستان و گروهی از عشایر وابسته منطقه با انواع سلاح‌های سبک، سنگین و خمپاره انداز به شهر پاوه حمله کردند. نیرو‌های ژاندارمری، مردمی و پاسداران انقلاب پس از یک روز مقاومت ناگزیر با ارسال پیامی به مراکز فرماندهی خود، از سقوط شهر پاوه توسط مهاجمان مسلح خبر دادند و از مسئولین خواستند نیرو‌های ارتش را جهت سرکوب اشرار مسلح و دفع تجاوز به منطقه اعزام کنند. در پی ارسال این پیام، هیأتی مرکب از دکتر مصطفی چمران (معاون نخست وزیر و وزیر دفاع وقت) تیمسار، ولی فلاحی (فرمانده نیروی زمینی) و ابوشریف معاون عملیاتی سپاه، با سه فروند بالگرد که حامل مهمات و اقلام ضروری برای نیرو‌های ژاندارمری و سپاه بودند، بعداز ظهر ۲۵/ ۵/ ۵۸ عازم شهر پاوه شدند. اما بالگرد مورد اصابت گلوله واقع شد و در نتیجه وی در محاصره مهاجمان مسلح درآمد. ... 🥀 @dashtejonoon1🕊🌹