eitaa logo
داناب (داستانک+نکات‌ناب)
11.7هزار دنبال‌کننده
6.4هزار عکس
5هزار ویدیو
110 فایل
﷽، #داناب (داستانک‌های آموزنده و نکات ناب کاربردی) 🔹کاری از مؤسسه جهادی #مصباح 🔻سایر صفحات: 🔹پاسخ به‌شبهات؛ @shobhe_Shenasi 🔹سخنرانی‌ها: @ghorbanimoghadam_ir 🌐 سایت: ghorbanimoghadam.ir 🔻تبادل و تبلیغ @tabligh_arzan
مشاهده در ایتا
دانلود
7.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💬 همزمان با متروپل ۲۹ دانش آموز در آمریکا را کشتند، هر کس توانست یک عکس از آن بیاورد جایزه دارد سخنگوی دولت در میان انجمن اولیا و مربیان دبیرستان امیرکبیر: میلیونها ها عکس از مترو پل منتشر کردند. چرا؟ چون می خواهند اعصاب ما را منفجر کنند! 📚 @DasTanaK_ir
🔴 وقتی که خبری از هشتگ نبود... 🔻 آن روزها که هنوز هیچ خبری از هشتگ "زن زندگی آزادی" نبود که : 1⃣ دیدم : هق هق و شانه های لرزان و دلتنگی های معنادار علامه جوادی آملی بر سر مزار همسرش 2⃣ دیدم: عشقبازی علامه حسن زاده آملی و وصیت ایشان جهت تدفین کنار همسرش 3⃣ دیدم : سجده و بوسه حاج قاسم بر پای نازنین مادر پیرش در همایش فرماندهان 4⃣ دیدم امام خمینی از دیار غربت چه عاشقانه برای همسرش نوشت: تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند 5⃣ دیدم: رهبر عزیزم (۱۳۸۱) در پاسخ شهرام شکیبا که انگشتر ایشان را به یادگار خواست، فرمود: این انگشتر از سال ۱۳۴۳ تا کنون از دست من خارج نشده (یعنی از سال ازدواج) 🖌 محمدصادق سلطانزاده بشرویه ــــــــــــــــ (داستانک‌ونکات‌ناب) http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
9.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 جنگ، جنگ روایت است ولی 🌿 راوی درد و غصه است 🎙مدّاح: 🔸حتما تا انتها مشاهده کنید 🔸 ــــــــــــــــ (داستانک‌ونکات‌ناب) http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
14.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ اعتصابات گسترده یخ‌فروشان و فروشندگان پنکه و کولر در حمایت از معترضان♦️ گفت‌وگو با اردشیر بابکان؛ فعال مدنی در رابطه با فراگیر شدن اعتصابات در ایران ــــــــــــــــ (داستانک‌ونکات‌ناب) http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
51.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌دیروز داشتم از خیابون رد میشدم دیدم دخترخانومی کشف حجاب تا منو دید بلند گفت «منم باید برم».......منم با روش دختران انقلاب بهش گفتم.... 🙏خواهشاً این روزها که کشف حجاب ها به هر دلیلی زیاد شده بی تفاوت رد نشید و امر به معروف کنید 📢به نیابت از شهدا و برای ترویج امر به معروف پر قدرت انتشار دهید ــــــــــــــــ (داستانک‌ونکات‌ناب) http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
آینه هم از دیدنم وحشت می‌کرد. 😫 سیاه و سوخته که بودم، حالا دیگر نور علی نور شده بودم. 🥴 مدام گریه می‌کردم. چشم هایم شبیه یک کاسه ی خون شده بود :خدایا این دیگه چه بلایی بود که سرم اومد؟ فریده خانوم اینقدر خوشگله، بعد من زشت و قد کوتاه، حالا هم.... خاک بر سرم شد. صدای در بلند شد مادرم از آشپزخانه بیرون آمد و سرش را داخل اتاقم کشید : یه روسری سرت کن بیا بیرون، نومزد بیچارته، اومده هلو ببینه لولو می‌بینه. همان طور که زیر لب غر میزد از میان در غیبش زد : معلوم نشد با خودش چکار کرد! حالا نگهت میداره؟ نه. کور خوندی دختر. میخوادت مترسک برای سر زمین کشاورزیشون؟ من که مقصر نبودم، هیچ‌کس باور نمی‌کرد کاری نکردم. روسری پوشیدم. در چوبی اتاق را کامل باز کردم. آنقدر صدای قیژ قیژش زیاد بود که گربه ی روی دیوار کاه گلی پا به فرار گذاشت. 🐈 با یک پیراهن آبی کهنه ، دامن بلند گل ریز و یک روسری بلند وارد سالن شدم گوشه ای ایستادم. دستم را روی شکمم گذاشتم : سلام مو، ریش و سبیلیش بلند شده بود، یک مرد واقعی به نظر می‌رسید : سلام کتایون خانم. خوبی؟ نزدیک شدم، آرام روی زمین نشستم، با حرکت دادن سرم به او گفتم که حالم خوب است. 😔 مادرم انگار یک شرم خاص در چهره اش بود. کوتاه با آقا طاهر احوالپرسی کرد و خودش را به آشپزخانه رساند. می دانستم دارد خودش را کنار می کشد. شاید خجالت می کشید. طاهر تا دید تنها شده ایم، چهار زانو خودش را به من رساند. نزدیکم نشست: فدات بشم، دلم برات یه ذره شده بود. خیلی زیاد دلم‌ هواتو‌ کرده. 😍 قبل از اینکه دستش را روی زانویم بگذارد، دستان لرزانم را بالا بردم، گوشه ی روسریم را کشیدم، روسری از سرم سُر خورد و افتاد. بلافاصله زدم زیر گریه. 😭 طاهر که دستش در مسیر زانوهایم مانده بود، به چشم هایم نگاه کرد. دستش را پیش آورد، روی زانوهایم گذاشت، خندید و با صدای پر از نشاطش گفت: امشب شام بیا بریم بیرون، باشه؟ سرم را پایین انداختم، در حالی که هنوز گریه میکردم گفتم: من نمیام. 😓 _چرا؟ مگه چیزی شده؟ _چرا هیچی نمیگی؟ من کچلم، اینو میفهمی؟ من دیگه یه دونه مو هم ندارم. دستش را به ریش بلند و سیاهش کشید : دارم اندازه‌ای که بتونم برای مهمونیا برات یه کلاه گیسی بخرم. فکر می‌کنی ندارم؟! _مهمونی؟ تو چطوری میخوای بهم نگاه کنی؟ یه زن طاسِ حال به هم زن. 😭 بلند بلند خندید: مسخره، مگه من با تو بخاطر موهات ازدواج کردم؟ پاشو خودتو لوس نکن، پی درمانش میریم، شد، شد، نشد، نشد. مهم نیس. فقط الان چیزی که مهمه اینه که بگی کدوم رستوران بریم و بانوی من دوست داره من چی سفارش بدم، برای خودم و برای خودش.😀 ✍️ آمنه خلیلی ــــــــــــــــ (داستانک‌ونکات‌ناب) http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
صحنه شگفت انگیز از  خورشید گرفتگی ▪️تصویری از خورشید گرفتگی دیروز سوئد در فضای مجازی منتشر شده است که بیشتر شبیه صحنه های جادویی در فیلم های تخیلی است. این پدیده به دلیل موقعیت خاص سوئد در نیمکره شمالی و نزدیکی به قطب شمال است. 📚 @DasTanaK_ir
«به مردم مون باید یاد بدهیم به جای اعتراض به تورم بالا، هزینه زندگی شان را پایین بیاورند!!» این جمله از کیست؟ الف) آیت‌الله علم الهدی(امام جمعه مشهد) ب) حسین شریعتمداری ج) آیت الله صدیقی( امام جمعه تهران) د) نانسی پلوسی ( رییس مجلس نمایندگان امریکا) جواب غرب گداها : همه احتمال داره به جز گزینه دال 📚 @DasTanaK_ir
رزومه نخبه و مبارز سیاسی! +آقا داماد چیکاره هستن؟ -دانشجوی نخبه هستن و سابقه مبارزاتی هم دارن! +به به چه خوب؛ یعنی دقیقا چیکار میکنن؟ -توی دانشگاه فحش ناموسی و رکیک میدن به بقیه، و لگد میزنن در سلف دانشگاه رو بشکنن که بتونن به آرمان مقدسِ غذا خوردن با دخترای دانشگاه دست پیدا کنن! :) 🗣 «Ali Sadrinia» ــــــــــــــــ (داستانک‌ونکات‌ناب) http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b