Parestar Daye Amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_hیــا 🩺💊 #قسمت_53 نگاهم کرد و ل. .ب زد: +الان خوبی؟ سرم و تکون دادم گفتم: -خوبم دورت
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊
#قسمت_54
قسمت جدید بدلیل هی. جانات و شی. طنت و کلمات...❌😵 در حذ.فیا.تموون قرار گرفت❌👇
این قسمت داستان به هیچ وجه داخل چنل اصلی قرار نمیگیره‼️🚷
@Parestar_Bi
❌️مشاهده ادامه ی داستان.....❌️
❌️مشاهده ادامه ی داستان.....❌️
· · · · · • 🤍• · · · · ·
به سه/۳ نفر نیاز دارم توی یه کاری بهمکمککنن کسی اگر حاضر بود بیاد پیوی بنده
🧑🏻💼 @Daye_amir1
Parestar Daye Amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊 #قسمت_54 قسمت جدید بدلیل هی. جانات و شی. طنت و کلمات...❌😵 در حذ.فیا.تموون
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊
#قسمت_55
قسمت جدید بدلیل هی./ جانات و شی./ طنت و کلمات...❌😵 در حذ./فیا./تموون قرار گرفت❌👇
این قسمت داستان به هیچ وجه داخل چنل اصلی قرار نمیگیره‼️🚷
@Parestar_Bi
❌️مشاهده ادامه ی داستان.....❌️
❌️مشاهده ادامه ی داستان.....❌️
· · · · · • 🤍• · · · · ·
Parestar Daye Amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊 #قسمت_55 قسمت جدید بدلیل هی./ جانات و شی./ طنت و کلمات...❌😵 در حذ./فیا./تم
#پرستـــار_بی_hیــا 🩺💊
#قسمت_56
#نُوا
با صدای ج.یغ جی.غای مامان از خواب پر..یدم.
+نُوا پاشو دیگه مگه خرسی؟
پاشو کاراتو بکنی اخر سر مارو الاف خودت نکنی.
ه..وفی کش.یدم
از بالا داد زدم تا مامانم بشنوه:
-پا شدم مامان کش.تی منوتو کش.تی.
گوشیمو روشن کردم ساعت و ببینم.
۶عصر بود.
نوت..یف پیام فرهاد نظرمو ج.لب کرد.
نوشته بود "خوبی؟"
جوابشو دادم...
رفتم صور..تمو بشورم خواب از سرم بپره اصلا حوصله ی رفتن خونه ک.سیو نداشتم.
دلم میخواست فقط بخوابم.
رفتم بیرون یچیزی خوردم.
که باز غ.ر غ.رای مامان شروع شد...
+چرا انقد میخوابی تو؟
یا خ.ونه نیستی یا خوابی، دلم خوشه بچه بزرگ کردم.
با حالت گریه جوابشو دادم:
-مادر من انقد غ.ر نزن
پیر میشی بابا ز.ن د.وم میگیره هاا...
دمپاییشو سمتم پرت کرد .
ت.ند گفت
- تو و بابات غلط کردید.
دمپایی خورد وسط پیشونیم، هدف گیریش ۱۰۰از۱۰۰بود!
🪴کانال حرم👇🏻
🕌 @haram_tv | حرم
🪴کانال زاپ/اس 👇🏻جوین اجباری..
💉𝘇𝗮𝗽𝗮𝘀 ➣ @zapas_Parestar_daye_amir
🪴کانال حذ/فیامون👇🏻
🩺𝐇𝐚𝐳𝐟𝐢 ➣ @Parestar_bi
🪴کانال اصلی👇🏻
👩🏻⚕️𝗣𝗮𝗿𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿 ➣ @daye_amir