زندگی این روز ها خوب میگذره، قهوه ای که درست کردم خیلی خوشمزه شد، نور آفتاب داره اتاقمو ناز میکنه، هوا دیگه مثل قبل آلوده نیست، تجربه ی لاک ژلیش زدن به تجربه هام اضافه شد، دیگه سرد نیست و بهار عزیز اومده.
نگاه کردن به نور روی شبنمهای صبحگاهی، یا دیدن شکوفههایی که به تنِ چوبهای خشک جان میدهند، تمام چیزی است که برای آرامش میخواهم. همین تماشای رویش و طراوت، به قلبم قوت میدهد تا باور کنم هر روز، فرصتی تازه برای تجربه کردنِ آرامش است. دیگر به دنبال معجزه نیستم؛ همین عطرِ خاک نمخورده و سبزیِ برگها، برایم کافی است تا با لبخند، در مسیرِ تازگی قدم بردارم.🌿