وقتی فردا کلی کار کار و فناوری داری،
باید چندین صفحه ریاضی حل کنی،
و هزار تا کار علوم داری که اگه انجام ندی باید به دیار باقی بشتابی.
من: در حال خوندن در مورد اگزیستانسیالیسم و ستایش متن های کافکا.
شاعرِ آیینهها
الان که قراره ظرف بشورم، کشش زیادی نسبت به درس خوندن پیدا کردم.
زندگی شستن یک بشقاب است.
و من صد تا کار مسابقه داستاننویسی؛ خوارزمی ادبیات و مشاعره ریخته سرم و معلم عزیزم هم روم حساب باز کرده.
شاعرِ آیینهها
و من صد تا کار مسابقه داستاننویسی؛ خوارزمی ادبیات و مشاعره ریخته سرم و معلم عزیزم هم روم حساب باز ک
از ذوق اهمیت دادن مدرسه به ادبیات، همهی مسابقه هارو ثبت نام کردم ( یا معلم ادبیاتم کرد )
و الان موندم چطوری از پس همش بر بیام.
هدایت شده از شاعرِ آیینهها
وقتی میرم مدرسه و کارایی رو انجام میدم که حدوداً یک قرنه که در مدارس انجام میشه، دوست دارم بزنم تو گوشِ معلمها و بگم : مدرسه پر کردن یک سطل از اطلاعات نیست؛ برافروختن یک شوقه...
شاعرِ آیینهها
از احترام به انزجار از افتخار به انتزال
از عرش به فرش
از تایید به تکذیب