شاعرِ آیینهها
این زمستون، از تابستون ها هم تابستون تره.
آفتاب بر فراز سرم داره نابودم میکنه.
حالم خیلی خوب نبود، بابام گفت دوز چاییت اوفتاده، چایی میخوای.
و من اینطوریم که یعنی انقدر واضحه؟
یهو به این نتیجه رسیدم که ادما هیچ وقت از این جنگِ علیه تن دست برنمیدارند؛
این الگوی ظاهر رو کی تعیین میکنه؟
کی تعیین میکنه که باید به بدن آسیب رسوند و از بین رفتن خودشو در نظر نگیره؟
کی نوع درست و مشخص زندگی رو تعیین میکنه؟