eitaa logo
شاعرِ آیینه‌ها
317 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
26 ویدیو
1 فایل
در بهبه‌ی جریان بی‌روح اطراف؛ من زندگی می‌کنم در اعماق جنگل ذهنم! در اینجا همه پیمان می‌بندیم برای باهم بودن، ما‌ گوش می‌سپاریم به‌موسیقی طبیعت، قدم‌ می‌زنیم در میان پیچک‌های سبز‌رنگ ‌و سرمی‌کشیم فنجان‌تلخ زندگی را؛
مشاهده در ایتا
دانلود
در وجودم لحظه ایست که غرق شده ام؛ در لحظه های نزیسته‌ی زیسته‌ی خویش؛ در درد ها؛ خنجر های از اشک خونین، در روحم، روحی که از همه چیز دردناک تر است؛ در بشر، بشرِ عمیقِ سرشار از فرسودگی ها؛ در من. منِ منِ من.... و کنونی که من در گریزم، در گریز از ترس هایم، در گریز از کلمات، در گریز از خویش؛
ولی چی باعث میشه به آدما اعتماد کنم، در صورتی که به هیچکس اعتماد ندارم، و الان ترسیده ام؟
شب خوش؛
روز نو، زنده‌اش میکند از نو ⋆
هدایت شده از شاعرِ آیینه‌ها
در جستجوی راهی برای بهتر زیستن؛
شاعرِ آیینه‌ها
از عزت به نفرت از ندرت به شدت
از تقارن به تناقض از رشادت به حسادت
ترکیب بارون و کافه؟ بهشت.
هدایت شده از نجوای ماهنی
مرا درد غم دلتنگی ام نیست غم دلتنگی از طفلی به من زیست مرا آن نمکی کشت که هر دم به تو دادم و بر زخم خودم ریخت
شاید یک روز. شاید هیچ وقت.