شاعرِ آیینهها
از عزت به نفرت از ندرت به شدت
از تقارن به تناقض
از رشادت به حسادت
هدایت شده از نجوای ماهنی
مرا درد غم دلتنگی ام نیست
غم دلتنگی از طفلی به من زیست
مرا آن نمکی کشت که هر دم
به تو دادم و بر زخم خودم ریخت
تنها پتانسیلی که الان ازش برخوردارم، خوابوندن تو دهن هر کسیه که بگه دنیا عادلانست.