eitaa logo
شاعرِ آیینه‌ها
317 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
26 ویدیو
1 فایل
در بهبه‌ی جریان بی‌روح اطراف؛ من زندگی می‌کنم در اعماق جنگل ذهنم! در اینجا همه پیمان می‌بندیم برای باهم بودن، ما‌ گوش می‌سپاریم به‌موسیقی طبیعت، قدم‌ می‌زنیم در میان پیچک‌های سبز‌رنگ ‌و سرمی‌کشیم فنجان‌تلخ زندگی را؛
مشاهده در ایتا
دانلود
مریض شدن اول هفته + نفس تنگی؟ مرگ حتمی تا آخر هفته.
لبم میخندد و دل در حصار سینه میگرید. ببین در برق چشمم آشکارا اشک پنهانی.
تنها قسمت خوب این روزا پایتون یاد گرفتنه.
تنها پتانسیلی که الان ازش برخوردارم، خوابوندن تو دهن هر کسیه که بگه دنیا عادلانست.
هدایت شده از چمنهای‌بلند دشت‌هرسیلیا.
خسته هستم و اگر بمب به زمین اصابت کند اهمیتی ندارد
زمین شکافته میشه تا جوانه از میانش سر در بیاره، ابر گریه میکنه تا جنگل بخنده، نسلی میمیره تا نسلی دیگه بهتر زندگی کنه، تغییرات به وجود میان تا تغییراتی دیگه رو به وجود بیارن و این وجود از دلِ بی وجودی ها بیرون میزنه. رشد میکنه و همرو به بند اسارت این بی عدالتی میبنده. و حالا من موندم و این ترازوی زندگی که من وزنه‌ی سبکترم ولی انگار سنگینی میکنم رو جاده‌ی دنیا. و این بی عدالتی هم، عاری از هر گونه رحمی بهم هجوم میاره. پس الان منم و بی عدالتی و دنیایی مملو از درد و باز هم منی پر از تضاد.
گرچه بی من، گرچه که دور...
سایه جان، رفتنی استیم، بمانیم که چه؟ زنده باشیم و همه روضه بخوانیم که چه؟ درس این زندگی از بهر ندانستن ماست. این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه؟ خود رسیدیم به جان، نعش عزیزی هر روز دوش گیریم به خاکش رسانیم که چه؟ آری این زهر هلاهل به تشخص هر روز بچشیم و به عزیزان چشانیم که چه؟ | شهریار | قسمتی از شعر 'بمانیم که چه'
هدایت شده از نجوای ماهنی
آنکه صبر ایوب دارد، از حزن یعقوب چه باک دارد؟
دارم میمیرم.