بعضی از خاطره ها رنگ دارن، بو دارن، طعم دارن، انگار میتونی لمسشون کنی، انگار میتونی توشون زندگی کنی!
ولی حیف از خاطره هایی که درد دارن، اونا از هر خاطره دیگهای واقعی ترن. میتونی دوباره حسشون کنی، و هر بار باز هم دردِ سم زخمشون، شدیده.
شاعرِ آیینهها
بعضی از خاطره ها رنگ دارن، بو دارن، طعم دارن، انگار میتونی لمسشون کنی، انگار میتونی توشون زندگی کنی!
ولی میدونی چیه؟ انگار تسکین همین خاطره های زهرآگین، خاطره های شیرین دیگن.
درسته وقتی من رو نشناختید شخصیتم براتون مزخرفه، ولی وقتی من رو بشناسید شخصیتم براتون خیلی بیشتر مزخرف میشه.
نیتجه گیری: با من آشنا نشید.