eitaa logo
شاعرِ آیینه‌ها
317 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
26 ویدیو
1 فایل
در بهبه‌ی جریان بی‌روح اطراف؛ من زندگی می‌کنم در اعماق جنگل ذهنم! در اینجا همه پیمان می‌بندیم برای باهم بودن، ما‌ گوش می‌سپاریم به‌موسیقی طبیعت، قدم‌ می‌زنیم در میان پیچک‌های سبز‌رنگ ‌و سرمی‌کشیم فنجان‌تلخ زندگی را؛
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز یه بیت شعر که گوشه‌ی کتابم نوشته بودم رو یکی از دوست‌هام دید و در حالی که اکلیل ازش میبارید و کلی ازش تعریف میکرد گفت این شعر از کیه؟ و من اینجوری بودم که منننن.
مدت هاست که فکر میکنم تو کیستی؟ شاید وجود تو را باید سالها نگریست تا در اعماق دریای آبی قلبت، وجودت را دید. اما میدانم که رنگِ منِ بی رنگی. تو سرخی گونه های گلگون کودکِ درون منی‌. تو آبی پهناور دریای بی کران روحِ منی. تو سپید برف های باریده بر مزار آرزوهای دفن شده‌ی منی. تو سبزِ پیچک های رویده در هزارتوی مغز منی. تو خاکستری تک تکِ سلول های افکار منی. و حتی تو سیاهیِ نیمه‌ی تاریک وجودِ سرد منی. اما در آخر تو در دل رنگ ها و بی رنگی ها، مجموعی از وجود منی. تو گرد آمده‌ی قهوه‌ای این روز هایی. به رنگ خاک وطن وجودم. به رنگ چشم های اشکینم. تو به رنگ وجود داشتنی.
هدایت شده از "دار‌العلاجِ روح"
بله، من منطقی تصمیم می‌گیرم و با احساساتم برای تصمیمی که گرفتم عزاداری می‌کنم.
یه لحظه از خودم پرسیدم چقد کنترل خشم دارم، یهو فهمیدم چند وقته اصلا عصبانی نمیشم.
https://eitaa.com/mylibraryy/1348 با هنر نمایی کفش و دست من در تصاویر.
به آن نور که تاریکی را از بین نبرد اتکا نتوان کرد.
رفتم عکسای بچگیمو نگاه کردم و اینطوریم که نه بابا گریه چیه؟