eitaa logo
شاعرِ آیینه‌ها
317 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
26 ویدیو
1 فایل
در بهبه‌ی جریان بی‌روح اطراف؛ من زندگی می‌کنم در اعماق جنگل ذهنم! در اینجا همه پیمان می‌بندیم برای باهم بودن، ما‌ گوش می‌سپاریم به‌موسیقی طبیعت، قدم‌ می‌زنیم در میان پیچک‌های سبز‌رنگ ‌و سرمی‌کشیم فنجان‌تلخ زندگی را؛
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/deepintheforest/2545 نتیجه شو بزار، البته اگر میتونی... ___ ...
الان شد یه همچین چیزی.
ای عشق کهن بودۀ نافرسوده، پیرانه سرم نمی‌هلد آسوده. در حسرت دیدار تو کردیم سفید، این ریش پریشان به اشک آلوده. -ابتهاج
در آستانه فصلی سرد، در محفل عزای آینه‌ها، و اجتماع سوگوار تجربه‌های پریده رنگ، و این غروب بارور شده از دانش سکوت، چگونه می‌شود به آن کسی که می‌رود اینسان صبور سنگین سرگردان فرمان ایست داد چگونه می‌شود به مرد گفت که او زنده نیست، او هیچوقت زنده نبوده‌است… -فروغ