هم تابستونه، هم کتابام تموم شده، هم گرمه، هم مهمون داریم. انتظار دارید اعصابم داشته باشم؟
هدایت شده از دایناسور؛
مشکل من: نه میتوانم دنیا را عوض کنم، نه این را که هست بپذیرم.
شاعرِ آیینهها
زندگانی شعله می خواهد.
جنگل هستی تو، ای انسان!
جنگل، ای روییده ی آزاد،
بی دریغ افکنده روی کوه ها دامان،
آشیان ها بر سر انگشتان تو جاوید،
چشمه ها در سایبان های تو جوشنده،
آفتاب و باد و باران بر سرت افشان،
جان تو خدمتگر آتش ...
سر بلند و سبز باش، ای جنگل انسان!
هدایت شده از آنانساف 🎒.!
وجود بشر چون در حين وجود داشتن دائماً در حال تغيير و تحول است، و اين تغيير و تحول غيرقابل پيشبينی و حدس زدن میباشد، چطور ممکن است قبل از وجود داشتن بتوان ماهيت آن را تعريف کرد؟
- کار از کار گذشت/ ژان پل سارتر.
@Anansaf