شاعرِ آیینهها
جنگل هستی تو، ای انسان! جنگل، ای روییده ی آزاد، بی دریغ افکنده روی کوه ها دامان، آشیان ها بر سر انگش
در این پیکار،
در این کار،
دل خلقی ست در مشتم؛
امید مردمی خاموش هم پشتم.
شاعرِ آیینهها
در این پیکار، در این کار، دل خلقی ست در مشتم؛ امید مردمی خاموش هم پشتم.
زمین خاموش بود و آسمان خاموش.
تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش.
به یال کوه ها لغزید کم کم پنجه ی خورشید.
هزاران نیزه ی زرین به چشم آسمان پاشید.
جالبه.
دو روزه ایتام بالا نمیاره، دستم خورد رو نوتیف یکی که نمیخواستم ببینم. ایتام اورد.::
هدایت شده از گندمـ
وقتی دور آتیش نشستیم و داریم صحبت میکنیم یهو یه قوطی بزرگ چایی خشک درمیاری و با یه لبخند عمیق میگی حالا وقت چاییه
https://eitaa.com/deepintheforest
شاعرِ آیینهها
وقتی دور آتیش نشستیم و داریم صحبت میکنیم یهو یه قوطی بزرگ چایی خشک درمیاری و با یه لبخند عمیق میگی ح
پیشبینی کاملا دقیقا و درستیه✅
ممنونم زیبا.
شاعرِ آیینهها
زمین خاموش بود و آسمان خاموش. تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش. به یال کوه ها لغزید کم کم پن
زمین می داند این را، آسمان ها نیز،
که تن بی عیب و جان پاک است.
نه نیرنگی به کار من، نه افسونی؛
نه ترسی در سرم، نه در دلم باک است.
چطوری خودم رو قانع کنم کتابهایی که خریدم و برای یه ماه بودجه بندی کردم رو تو یه هفته نخونم؟