هدایت شده از "دارالعلاجِ روح"
چیزی که وحشتناک بود حس میکردم که نه زندهی زنده هستم و نه مردهی مرده، فقط یک مرده متحرک بودم که نه رابطه با دنیای زندهها داشتم و نه از فراموشی و آسایش مرگ استفاده میکردم.
/صادق هدایت
اینکه تو یه روز هم دست و هم پام رو بسوزونم، از بی دقتیم نیست. نشون میده دست و پا چلفتیام.