در بهبهی جریان بیروح اطراف؛
من زندگی میکنم در اعماق جنگل ذهنم!
در اینجا همه پیمان میبندیم برای باهم بودن، ما گوش میسپاریم بهموسیقی طبیعت، قدم میزنیم در میان پیچکهای سبزرنگ و سرمیکشیم فنجانتلخ زندگی را؛
نشود فاش کسی آنچه میان
من و توست
تا اشاراتِ نظر نامه رسان
من و توست.
گوش کن با لب خاموش
سخن میگویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان
من و توست...
هوشنگِ ابتهاج.