eitaa logo
شاعرِ آیینه‌ها
317 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
26 ویدیو
1 فایل
در بهبه‌ی جریان بی‌روح اطراف؛ من زندگی می‌کنم در اعماق جنگل ذهنم! در اینجا همه پیمان می‌بندیم برای باهم بودن، ما‌ گوش می‌سپاریم به‌موسیقی طبیعت، قدم‌ می‌زنیم در میان پیچک‌های سبز‌رنگ ‌و سرمی‌کشیم فنجان‌تلخ زندگی را؛
مشاهده در ایتا
دانلود
شاعرِ آیینه‌ها
هر روز توش می‌نویسم. و همه‌چیز منتهی میشه به غم. و غم سنگینه. غم واژه‌ها رو میشکونه.
کلمات از گلوم خارج نمی‌شن، چون توی حصار بغضی که مدت‌هاست نشکسته گیر میکنن. اما دست هام، هر چقدر هم که لرزون باشن می‌تونن اشک‌هام رو با جوهر آبیِ خودکار سرازیر کنن روی کاغذ. چون هر چیز که در من خاموش بشه، دستهای لرزونی که واژه‌هارو به تصویر می‌کشن خاموش نمیشه‌.
اشتباه می‌کردم. به این روز‌ها حتی وصله‌ی خاکستری بودن هم نمی‌چسبه‌. این روز‌ها سیاهه!
- دارم پایانم رو در آغازم می‌بینم. + تمام پایان‌های ما رو می‌شه در آغازمون یافت. تاریخ خودش رو تکرار می‌کنه و راه فراری ازش نیست. | هانیبال
هیچ چیز بدتر از این نیست که درحالی که دم و بازدمت برقراره، دنبال باریکه‌ی نوری بگردی که سایه‌ی مرگی که روی زیستنت افتاده رو، ذره‌ای کنار بزنه. هیچ چیز بدتر از مرده بودن به وقت زندگی نیست. و من، دارم زیر این سیاهی می‌شکنم. دارن تنه‌ی درختِ وجودم رو با تبر ذره ذره قطع می‌کنن، دریغ از ریشه‌هایی که هنوز برای زنده موندن تقلا می‌کنن. من واقعا خستم. و همزمان نمی‌تونم از جنگیدن دست بکشم.