eitaa logo
شاعرِ آیینه‌ها
317 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
26 ویدیو
1 فایل
در بهبه‌ی جریان بی‌روح اطراف؛ من زندگی می‌کنم در اعماق جنگل ذهنم! در اینجا همه پیمان می‌بندیم برای باهم بودن، ما‌ گوش می‌سپاریم به‌موسیقی طبیعت، قدم‌ می‌زنیم در میان پیچک‌های سبز‌رنگ ‌و سرمی‌کشیم فنجان‌تلخ زندگی را؛
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز: نور، اسکرپ‌بوک و اندیشیدن درباره‌ی آزادی.
هدایت شده از شاعرِ آیینه‌ها
کل خونه توی سکوت فرو رفته و من چشم‌هام رو میبندم و انتظار خواب رو میکشم، اما سیاهیِ افکارم به جای خواب پلک هامو فرا‌ میگیره. خونه هنوز توی سکوته اما صدای غم و خشمی که پسه‌ی ذهنم خواب بود حالا بیدار شده تا خواب من رو ازم بگیره. خونه ساکته اما نوای جنونِ غمِ در من هر صدایی رو میدره و کالبدم رو به لرز میندازه. خاطرات نادیده گرفته شده و اشک های فروخورده مثلِ یه زخم عفونی سرباز میکنه و خون بیرون می‌زنه و سیاهیش هر لحظه بیشتر این تنهایی و غمِ گریز ناپذیر رو به رخم میکشه. و در انتها زمانی خاموش میشه که جسمِ بی‌جون من باز هم حیران و سرگشته زیر سپیده‌دمِ صبح عزم میکنه که زندگیش رو تغییر بده اما باز هم یه شب دیگه در راهه با خاطراتی که هر لحظه بیشتر روحم رو میبلعه، فروغ چشمام رو میگیره، حس زیستنِ جاری در رگ‌هام رو در خودش حل میکنه و شبم رو بدون ذره‌ای آسودگی صبح می‌کنه. خونه ساکته. همه خوابن اما خاطراتِ من تازه بیدار شدن.
هدایت شده از شاعرِ آیینه‌ها
کاش یه سرو بودم.
I think I think too much.