شاعرِ آیینهها
دستهایم را در باغچه میکارم سبز خواهم شد، میدانم، میدانم، میدانم. و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم، ت
کاش میشد
دست تو را
چونان شاخهای سبز
در دستهای خستهام بکارم،
تا هر صبح
به جای این همه درد
برگهای نازک لبخند
از انگشتانم بروید.
-فروغ فرخزاد.