در بهبهی جریان بیروح اطراف؛
من زندگی میکنم در اعماق جنگل ذهنم!
در اینجا همه پیمان میبندیم برای باهم بودن، ما گوش میسپاریم بهموسیقی طبیعت، قدم میزنیم در میان پیچکهای سبزرنگ و سرمیکشیم فنجانتلخ زندگی را؛
دریافتم که
دوست داشتن چیزایی که دوست داشتنی هستن آسونه
اما دوست داشتنی چیزایی که شاید دوست داشتنی به نظر نرسن یا مدت زیادیه که نادیده گرفته شدن سخت تر و حتی زیباتره.