اگه فکر میکنی میتونی منو اذیت کنی سخت در اشتباهی، هیچکس نمیتونه منو به اندازه خودم اذیت کنه.
همزمان انسان در مسیر عمر خود مگر چند بار میتواند به دوستانی بربخورد که از میانِ آنها همزبانی بیابد؟
همزبانی که همدل باشد!
و مگر دوستی از آن مایه که به رفاقت بیانجامد چند بار میتواند رخ بدهد و در چند مقطع عمر؟
نمیدونم قبول دارین یا نه ولی شبا واقعا زندگی در جریانه
تو سکوت و آرامش،
دور از جنجال و جنگ اعصاب.
شبا نوشتن بیشتر کیف میده
نقاشی کردن بیشتر کیف میده،
رقصیدن بیشتر کیف میده،
فیلم دیدنو کتاب خوندنو آهنگ گوش دادن همینطور
شبارو زندگی کنید...
صدای منو میشنوی؟
من اینجا تو این سیاهی ،
هر لحظه بیشتر دارم غرق میشم.
بیا دستمو بگیر،
بیا منو از این تاریکی بکش بیرون
بیا نجاتم بده از این جهنمی که هر ثانیهش
داره منو میسوزه و نابودم میکنه ...
امروز داشتم به دوستم میگفتم ولی خیلی بده ها
اینکه یه شب آرزوی مرگ کنی
اشک ها در حال خفه کردنت باشن
ولی صبح که میشه دیگه اون ادم قبلی نیستی
درسته قبول دارم این یکی فرایند های رشد انسانه
ولی فک کن اون انسان
همون شب قبل با تموم وجود عذاب میکشید
با تموم وجود درد میکشید
خدا خدا میکرد صبح نشه.
واقعا ارزش داره؟
چون من اون شب لعنتی از ذهنم پاک نمیشه.