روزی به من خواهی رسید، مثل خبری خوش، مانند بستهی پستی، همچون پرندهای مهاجر. تا آن روز، منتظرت خواهم ماند، گوش به زنگ، خیره به در، نگران به آسمان …
باور کنید که تنهایید
در نهایت خودتون باید به داد خودتون برسید
و هیچوقت،
هیچ جا،
منتظر هیچکس نباشید ...
حرف های نزده به وقتش بغض میشن و راهِ گلوتو میبندن
اشک میشن و تو چشمات حلقه میزنن
بیخوابی میشن و شبا میزنن به سرت
فکرو خیال میشن و پیرت میکنن
تا جایی که دیگه جونی تو تنت واسه نفس کشیدن هم نمونه.
تا وقتی هست باید قدرشو بدونی و ازش مراقبت کنی، وقتی رفت ممکنه بتونی خودشو برگردونی ولی دیگه حسش برنمیگرده.
گفت بالاخره که فراموشش میکنی،اینجوری نمیمونه.
نفسِ عمیقی کشیدم و گفتم:
یادِ بعضی آدما هیچوقت تمومی نداره.
با اینکه نیستن،
با اینکه رفتن،
ولی هیچوقت خاطرهشون تموم نمیشه!
گفت:ولی همین که نیستش،
کم کم همه چی تموم میشه.
گفتم:بودنِ بعضی از آدما،
تازه از نبودنشون شروع میشه ...