خیال آغوش بعضی ها
خیال نوازش بعضی ها
فکر بودن بعضی ها
رو میشه به بودن خیلی ها ترجیح داد.
هیچ دروغی نمیگویم. نه درمورد بابانوئل نه درمورد اینکه دنیا پر است از آدم های نجیب و قابل احترامی که همگی عاشق کمک کردن به هم اند و باهم خوباند.
به او میگویم بله، خوبی و معرفت در جهان هست، اما اندازهی الماس و یاقوت!
اینو متوجه شدم که آدما میتونن اخلاقای ترسناک و بدی داشته باشن ولی تا مدت زیادی چیزی ازشون نبینی؛
فقط کافیه زمانی برسه که به هر دلیلی تصمیم بگیرن اذیتت کنن.. شگفت زده میشی که چطور این آدم انقدر بیمار و حتی نفرت انگیز بوده و تو خبر نداشتی!
باید کسی را پیدا کنم که برایش نامه بنویسم، یکی که ربطی به من نداشته باشد، نشناسمش، مرا نشناسد یا اگر میشناسد بتواند تا ابد وانمود کند که نمیشناسد.
نیاز دارم برای یک مخاطب ناشناس بنویسم، جواب هم نداد اشکالی ندارد، فقط گاهی بنویسد "غصه نخور، درست خواهد شد"
میگه: اونقدر آدمایی که دوسشون داشتم رو بخشیدم تا اینکه از یه جایی به بعد دیگ نتونستم اینکارو بکنم.
درواقع موضوع اصلی تکرار اشتباهشون نبود! از بین رفتن دوست داشتنم بود!
تو فیلم “زنان کوچک” دختر به پسر ابراز علاقه کرد. پسر گفت :
من دستام خالیه پولدار نیستم.
دختر دستشو گذاشت تو دست پسره و گفت :
نه! خالی نیست.
ازین زیباتر؟
- پس اگه خوب شدن چرا از تیمارستان نمیرن؟
- چرا باید اینکارو کنیم ورونیکا؟ اینجا میتونیم تمام کارایی ک دنیای بیرون نمیتونستیم انجام بدیمو انجام بدیم و هیچکسی نیست که به ما بگه نباید اینکارو کنین چون ما دیوونه ایم!!
ما میتونیم تمام آرزوها و کارایی که جرعت انجامشو نداشتیمو با اسم دیوانگی انجام بدیم، پس چرا باید ترکش کنیم؟
یکی از مهمترین معیارها واسه بودن با کسی اینه که
حرفی برای گفتن باهاش داشته باشی،
وگرنه سکوتهای یک نفره، خیلی بهتره تا سکوتهای دو نفره..