☀️ به رسم هر روز صبح ☀️
🌻السَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتي حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَيْكَ مِنّي سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّي لِزِيارَتِكُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن🌻
💕💕💕💕💕💕💕💕
🌸السلام علیک یا امام الرئوف 🌸
🌻ﺍﻟﻠَّﻬُﻢَّ ﺻَﻞِّ ﻋَﻠَﻰ ﻋَﻠِﻲِّ ﺑْﻦِ ﻣُﻮﺳَﻰ ﺍﻟﺮِّﺿَﺎ ﺍﻟْﻤُﺮْﺗَﻀَﻰ ﺍﻟْﺈِﻣَﺎﻡِ ﺍﻟﺘَّﻘِﻲِّ ﺍﻟﻨَّﻘِﻲِّ ﻭَ ﺣُﺠَّﺘِﻚَ ﻋَﻠَﻰ ﻣَﻦْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ ﻭَ ﻣَﻦْ ﺗَﺤْﺖَ ﺍﻟﺜَّﺮَﻯ ﺍﻟﺼِّﺪِّﻳﻖِ ﺍﻟﺸَّﻬِﻴﺪِ ﺻَﻠَﺎﺓً ﻛَﺜِﻴﺮَﺓً ﺗَﺎﻣَّﺔً ﺯَﺍﻛِﻴَﺔً ﻣُﺘَﻮَﺍﺻِﻠَﺔً ﻣُﺘَﻮَﺍﺗِﺮَﺓً ﻣُﺘَﺮَﺍﺩِﻓَﺔً ﻛَﺄَﻓْﻀَﻞِ ﻣَﺎ ﺻَﻠَّﻴْﺖَ ﻋَﻠَﻰ ﺃَﺣَﺪٍ ﻣِﻦْ ﺃَﻭْﻟِﻴَﺎﺋِﻚَ🌻
💕💕💕💕💕💕💕
🌸 ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج🌸
@hedye110
🌹🍃🌹🍃🌹🍃
🍃🌸🍃
🌹🍃
🍃
🌹
🍃
❤️ توسل امروز ❤️
يَا أَبا مُحَمَّدٍ، يَا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ أَيُّهَا الزَّكِىُّ الْعَسْكَرِىُّ ، يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يَا سَيِّدَنا وَمَوْلانا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّٰهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰهِ؛
🍃
🌹
🍃
🌹🍃
🍃🌸🍃
🌹🍃🌹🍃🌹🍃
@hedye110
#سجادهصبر🪴
#قسمتصدیکم🪴
🌿﷽🌿
+++
-بیا، این هم آدرس کارگاهش، بعد از اون افتضاحی که
به بار آورده بود، خیلی شیک انداختنش بیرون...
-باشه، پس من رفتم، ماشینتو که میتونم ببرم؟
-سهیل خرابکاری نکنی ها، نری رو در روش وایستی و
بالائی سرش بیاری
-باشه، فعلا ...
در حال رانندگی بود که با خودش کمی فکر کرد، گرچه
دلش میخواست بزنه شیدا رو له کنه .... اما .... لحظه
ای به
فکر فرو رفت، ذهنش بهش میگفت چه دلیلی داره که
بری اونجا؟ ... از اونجا رفتن چی به دست میاری؟! ...
شیدا
نشونه ای از گذشته نکبت بارته که بابتش تاوانهای
بزرگی دادی ... و شاید تازه داری احساس میکنی خدا
بالاخره
توبت رو پذیرفته ... دیدن و حرف زدن با اون یعنی
تایید گذشته ای که عهد کردی برای همیشه از زندگیت
پاکش
کنی...
دیگه به جلوی در کارگاه رسیده بود، ماشین رو پارک
کرد، اما پیاده نشد، دو دل بود ... یک دلش می گفت
پیاده شو
و یکی میگفت نه ... به در کارگاه چشم دوخته بود ...
یاد فاطمه افتاد، یاد علی، یاد ریحانه، یاد نذرش، یاد
کمکهایی
که خدا بهش کرده بود ... یاد ... ماشین رو روشن کرد
و رفت ... و برای همیشه شیدا رو از خاطرش پاک
کرد...
گاهی وقتها وقتی چیزی برای زندگی خطرناکه باید
نادیدشون گرفت ... حتی تلاش برای حذفشون هم بی
فایده ست
...کافیه فقط تصور کنی از اول هم نبودند...
وقتی سهیل و فاطمه توی جاده بر میگشتند، هر دو
مشغول فکر کردن بودند، سهیل به زندگیش فکر میکرد،
زندگی
ای که با فراز و نشیب زیادی همراه بود، اما همه چیز
قابل حل به نظر میرسید، چون همیشه یک پناهگاه امن
داشت،
هرچقدر فاطمه از دستش ناراحت میشد و یا هر چقدر
شرمنده میشد، اما میدونست باز هم خونه اش امن ترین
پناهگاهیه که هیچ کس حتی خود فاطمه ذره ای بهش بی
احترامی نخواهند کرد ... دلش برای سهند میسوخت،
کاش
میتونست به اون هم بفهمونه زن زندگی کسیه که
شوهرش مهمترین آدم زندگیش باشه نه کسی مثل مژگان
که همه
چیز با اولویت تر از سهند بود ... اما این کوه صبر، این
کوه عشق چقدر بعد از مرگ علی شکسته شده بود ...
لاغر تر
و بی رنگ و روتر شده بود، کمتر میخندید، کمتر
شوخی میکرد و تمام مدت توی فکر بود ... رو به
زیبایی جاده کرد
و با خدا درد و دل کرد: خدایا... سالها دل طلب جام جم
از ما میکرد / آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد ...
خدایا
...باز هم مثل همیشه ناتوانم و محتاج کمکت ... و من
به کمک شما امیدوارم ... کمکم کن دوباره فاطمه رو به
زندگی
برگردونم
از طرفی فاطمه به روزی فکر کرد که برای اولین بار
داشتند از شهر و دیارشون کوچ میکردند، اون روز با
این که روز
خیلی بدی بود، اما ته دل فاطمه گرم بود ... انگار همه
اون مشکلات حل شدنی بود ... یادش می اومد خیلی از
دست
سهیل شاکی بود، اما دلش آروم بود ... اما الان ... با
نبود علی ... دلش یخ زده بود، از خودش جدا شده بود،
هر لحظه
با یادآوری چهره معصوم علی آرزو میکرد کاش به
جای اون مرده بود ... آروم با خودش زمزمه کرد: کفر
نگو فاطمه
...کفر نگو...
میدونست علی هم اینجوری ناراحته... پس باید عوض
میشد ... به جنگلهای کنار جاده نگاهی کرد و لبخندی
زد، هیچ
راهی به ذهنش نمیرسید، فقط توی دلش به خدا گفت:
خدایا من اینجا و توی این ماشین دارم به عجز خودم از
فراموش کردن اون اتفاق شوم اعتراف میکنم ... اگر من
بنده شمام و اگر شما خدای منید، بدونید من معترفم که
هیچ
کاری برای برگشتن به زندگی عادی از دستم بر نمیاد...
پس به حق تمام بنده های خاصتون خودتون نجاتم بدید
...
کی و چه جوریش هم با خودتون...
⛱🇮🇷⛱🇮🇷⛱🇮🇷
💖به نیت فرج امام زمانمون
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم💖
☘
🦋☘
🦋🦋☘
🦋🦋🦋☘
🦋🦋🦋🦋☘
#قبلازازدواجخوبفکرکن
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#دلنوشتهوحدیث
eitaa.com/joinchat/3848601639C18dab506c9
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🌹درود بر شما به امروز خوش آمدید
صبح يعنى همه ى شهر
پر از بوى خداست
عابرى گفت:
که اين مطلق ناديده کجاست؟؟
شاپرک پرزد و با رقص خود آهسته سرود
چشم دل بازکن
اين بسته به افکار شماست...
➥ @hedye110
هدایت شده از عاشقانِ امام رضا علیه السلام
دوستان عزيز سلام طبق قرارمون شب جمعه تا جمعه غروب ختم صلوات داریم 🌹
به نیت سلامتی و ظهور امام زمان عجل الله و پیروزی رزمندگان غزه نجات همه ي مظلومان عالم و شفای مریض ها هدایت و عاقبت بخیری همه جوان ها و همه ی اعضای کانال و حاجت روائی همه ي اعضای کانال و ثواب صلوات ها هدیه ب امام رضا علیهالسلام......
🌹🌹🌹🌹
تعداد صلوات هاتون رو به آیدی زیر ارسال کنید بسم الله ⤵️⤵️
@Yare_mahdii313
4_5998851195362347197.m4a
26.2M
#خودشناسی(5)
امیرالمؤمنین میفرماید :رحمت خدابرکسی که بداند از کجا اومده الان کجا هست و به کجا میخواهد برود .
🌸حاجیه خانم رستمی فر
@delneveshte_hadis110
┄✦۞✦✺﷽✺✦۞✦┄
#حدیث_نور
✨حضرت محمد(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
در اسلام هيچ ضررى نيست و ضرر زدن به ديگران نيز ممنوع است، پس اسلام به مسلمان خير مىرساند و شر نمىرساند.✨
#التماس_دعا_برای_ظهور
#فقط_حیدرامیرالمومنین_است
#امام_زمان
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#دلنوشتهوحدیث
eitaa.com/joinchat/3848601639C18dab506c9
○●○●○
┄✦۞✦✺﷽✺✦۞✦┄
#حدیث_نور
✨امام صادق علیهالسلام فرمودند:
با احمق مشورت نکن و از دروغگو یارى مجو و به دوستى زمامداران اعتماد مکن.✨
#التماس_دعا_برای_ظهور
#فقط_حیدرامیرالمومنین_است
#امام_زمان
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#دلنوشتهوحدیث
eitaa.com/joinchat/3848601639C18dab506c9
○●○●○
مداحی_آنلاین_علت_گناه_کردن_بنده_در_محضر_خدا_حجت_الاسلام_فاطمی_نیا.mp3
3.03M
♨️علت گناه کردن بنده در محضر خدا
👌 #سخنرانی بسیار شنیدنی
🎙آیتالله #فاطمی_نیا
📡حداقل برای☝️نفر ارسال کنید.
#فقط_حیدرامیرالمومنین_است
#امام_زمان
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#دلنوشتهوحدیث
eitaa.com/joinchat/3848601639C18dab506c9
○●○●○
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
در ستایش مادر🌹❤️ ...
@delneveshte_hadis110