شاید یک شخص،
آنقدر که میل به درک شدن دارد،
میل به دوست داشته شدن، ندارد.
- جورج اورول | ۱۹۸۴
و او نمیدانست تا چه حد میتواند بماند،
نمی دانست تا کجا قرار است دوام بیاورد و
به رو نیاورد راضی نبودنش را.
ولی مثل همیشه ادامه میداد و امید داشت
که از آن به بعدش دیگر مثل قبل نباشد.
مثل تمام لحظاتی که درد داشت و هیچکس
ندانست و نخواهد دانست، چون کسی
لیاقت دانستنِ او و حالاتش را نداشت . . .
من اگه میتونستم به گذشته برم؛
نمیرفتم که چیزی رو تغییر بدم
میرفتم که بعضی چیزا رو فقط
دوباره احساس کنم...
همین!
ما ز خود گم گشته بودیم از تو تا بودیم دور
خویش را امروز در پیش تو پیدا کردهایم
- فیاض لاهیجی
هدایت شده از مَرقومه
امانت را اگر آنچنان که داده شده، برنگردانند، نه صاحبامانت را خوش آید، و نه رسم امانتداری و جوانمردی باشد..
این دلها نه آن است که اولروز به ودیعه گذاشتند.. این اجسام سیاه چروکیده -که ابتدا جسم نبود؛ بل روح بود و معنا-، مجروح از تیغ کبر و حسد، فسرده از فرط طمع و تا بنیاد، آلوده به شرک را چگونه بر صاحبقلوب عرضه کنیم..؟ روزی که قلبها بر کفهی میزانند...