Diary
آخرین نفسهای مدرسه، آخرین بغضهای نهم… مدرسه حضرت معصومه… چقدر اسم قشنگی داری، چقدر خاطره تو خودت
دیانا عزیزم دلم با خوندن این متن، انگار تمام خاطرات هفت سالهمون، از سوم دبستان تا همین امروز، جلوی چشمم رژه رفت. چقدر دلم برای اون روزها تنگ شده… اینکه تو مدرسه حضرت معصومه، حتی با وجود اینکه از هفتم کلاسهامون جدا شد، باز هم اون لحظههای یواشکی که میاومدی پیشم، برام کلی ارزش داشت و خاطرات شیرینی ساخت.تو فقط یه همکلاسی نیستی، تو بخش بزرگی از دنیای مدرسه منی. مدرسه تمام شد، اما رفاقت ما از اون سال سوم، تا همیشه ادامه داره. دوستت دارم.😭💙🫂
Diary
اوهوم دلم برات تنگ میشه گل امید آسمون💕
منم منم یه عالمه
توعم بخش خیلی قشنگی از حضرت معصومه بودی برامم حتی با اینکه یه مدتی دلم میخواست کچلت کنمم😭🩷
Diary
دیانا عزیزم دلم با خوندن این متن، انگار تمام خاطرات هفت سالهمون، از سوم دبستان تا همین امروز، جلوی
دختر قشنگم، تو همیشه تو قلب من بودی حتی اگه از هم دور بودیم.
هیچوقت هیچی باعث نشد یذره از دوست داشتنم کم شه
تاابد یادم میمونه که "الینا "از اول بود💕
Diary
منم منم یه عالمه توعم بخش خیلی قشنگی از حضرت معصومه بودی برامم حتی با اینکه یه مدتی دلم میخواست کچل
اگه مرضی نبود دیانا هیچوقت نمیفهمید که چجوری وقتی ناراحته باید بخنده و بقیه بخندونه.
مراقب خودت باش کوچولو
Diary
بسههههه دیگهههههههه الانننننن گریهه میکنم😭😭😭😭😭
مهسا قشنگم.
ناراحت نباش هروقت چشمای قشنگت به بازی فکری هات افتاد یادت بیار که یروزایی هرهفته با رومینا و هلیا و دیانا بازیشون میکردی.
ما و همه اون لحظه رفتیم ولی خاطره هامون زندست .
بخند و خوشحال باش چون دیانا همیشه مراقبته
Diary
اگه مرضی نبود دیانا هیچوقت نمیفهمید که چجوری وقتی ناراحته باید بخنده و بقیه بخندونه. مراقب خودت باش
لبخند:
خوشحالم کردی با حرفت
جیگر طلا توعم مراقب خودت باشیااا همیشه خوشحالی بمونن
Diary
مهسا قشنگم. ناراحت نباش هروقت چشمای قشنگت به بازی فکری هات افتاد یادت بیار که یروزایی هرهفته با رومی
😭😭😭
درسته که مدرسه تموم شد درسته که از سال دیگه توی یه کلاس نیستیم فاصله هامون زیاد اما اینو بدون که ما همیشه دوست میمونیم همیشه تو خاطر من و قلب من هستید و اینو بهت قول میدم که همه باهم جمع میشیم میریم بیرون هرکی هم نیاد خودم خشتکش میکشم سرش اما خب بازم دلم برا وقتایی که باهم سر کلاس بودیم نامه بازی های سر زنگ غلامی خواب های سر کلاس دلفان مسخره بازی های سر کلاس میرتقی موقع انشا نوشتن یا غیر غر های نامجو وقتی همه مینشستیم و کاری نمیکردیم یا وقتایی که رضوانی بهمون میرید یا چرت پرت های شیری سر صف 🥲
خیلی خوشحالم که با شما ها آشنا شدم واقعا مهسای هفتم با مهسای الان خیلی متفاوت اگه شما ها نبودید شاید من الان خیلی خیلی بد تر از هفتم بودم شما ها روزنه نوری بودید تو تاریکی که من توش گیر کرده بودم از همتون ممنونم 🥲✨🫂