مرضی تو تقلب کردن یه نابغست
وسط دفاعی رفت آشغال مدادتراش خالی کنه یهو دیدم برگه افتاد ازش تو آشغالی🥲
هشتم امینی فهمید من دارم تقلب میکنم اصلا نمیدونم از کجا فهمید
مرضی ای برگه رو گذاشته بود رو میز داشت مینوشتو ندید💔
Diary
دختر بد. بدرفتاری و بدگفتاری و بدسخنی که میکنییی تیکه که میندازیی شباام که شب بخیر نمیگیییی با همه ه
دیشب با خودت مرضی بازی کردم کههه
Diary
هشتم امینی فهمید من دارم تقلب میکنم اصلا نمیدونم از کجا فهمید مرضی ای برگه رو گذاشته بود رو میز داشت
من نمیدونم چرا تقلبای همه میدیدم
مرضی یبار انداخت تو بغل هانیه
Diary
هشتم امینی فهمید من دارم تقلب میکنم اصلا نمیدونم از کجا فهمید مرضی ای برگه رو گذاشته بود رو میز داشت
از قیافت میفهمه آدم دیگهه😭🤣