«بارِ شرمِ زنده ماندن» یا «عذابِ زندهماندن» (Survivor's Guilt) احساسی است که بعضی افراد پس از یک اتفاق تلخ تجربه میکنند؛ وقتی فکر میکنند چرا آنها زنده ماندهاند یا حالشان خوب است، اما دیگران آسیب دیدهاند، رنج کشیدهاند یا از دنیا رفتهاند.
مثلاً کسی که در یک حادثه جان سالم به در برده، ممکن است با خود بگوید: «چرا من زنده ماندم و او نه؟» یا «من حق ندارم خوشحال باشم وقتی دیگران اینهمه رنج کشیدهاند.»
این احساس معمولاً از همدردی، اندوه و احساس مسئولیت میآید، نه از یک اشتباه واقعی.
در زبان ادبی، «بار شرم زنده ماندن» میتواند به این معنا باشد که انسان از زنده بودن خود در برابر رنج یا فقدان دیگران احساس سنگینی و اندوه میکند؛ گویی زنده ماندن باری است که بر دوش او گذاشته شده است.
Diary
«بارِ شرمِ زنده ماندن» یا «عذابِ زندهماندن» (Survivor's Guilt) احساسی است که بعضی افراد پس از یک ات
Oh ,baby doll I just can't move on....
Diary
«بارِ شرمِ زنده ماندن» یا «عذابِ زندهماندن» (Survivor's Guilt) احساسی است که بعضی افراد پس از یک ات
بار شرم زنده موندن؟؟
من قول میدم که روز موعود جای تک تک اونایی که آسیب دیدن و از دنیا رفتن شادی کنم و نزارم یادشون بی پاسخ بمونه.
Diary
بار شرم زنده موندن؟؟ من قول میدم که روز موعود جای تک تک اونایی که آسیب دیدن و از دنیا رفتن شادی کنم
روز موعود برسه و خوشحال باشیم
با غمشون چیکار کنم؟
Diary
روز موعود برسه و خوشحال باشیم با غمشون چیکار کنم؟
غمشون غمه ماعه
شادیشونم شادیه ماعه
اون روز همشون شادن...
Diary
بمیرم واسه کسی که مقصر داشت واسه مرگ عزیزش و کاری از دستش بر نمیومد.
حتی قبل تر از اینکه خودم داغ ببینم اون شبی که خبرش و آوردن یه لبخند واسه اون مادری زدم که شاید شاید امشب دلش یکم اروم گرفته
و همش همین تو ذهنم بود.
Diary
حتی قبل تر از اینکه خودم داغ ببینم اون شبی که خبرش و آوردن یه لبخند واسه اون مادری زدم که شاید شاید
من داشتم فکر میکردم باید با خدا آشتی کنم؟