( قبل اینکه به ادامه صحبتها راجع به این حزب بپردازیم، بیاید ببینیم اصن این کلماتی که به کار برده شده چه معنایی داره )
وآحم
ابتدا گروهی با نام پانایرانیسم به عنوان یک جریان دانشجویی در دانشگاه تهران شکل گرفت، بعدِ ها این جر
استثمار: یعنی بهرهجویی، برای مثال شخصی یک عملی انجام داده و یک فرد دسترنج عمل آن شخص را برای خود برمیدارد.
استبداد: به معنای رفتار خودسرانه در حکومته، برای مثال همان رابطهی سلطان و رعیت.
استعمار: یعنی تسلط بر یک کشور و غارت منابع طبیعی آن، اما در ظاهرِ کمک به آبادسازی آن کشور.
مشروطه: در چنین حکومتی اختیارات شاه و مقامهای بالا محدود است.
ناسیونالیسم: یعنی ملیگرایی، یک ایدئولوژی اجتماعی و سیاسی است که بر مفهوم ملت و هویت ملی تأکيد دارد.
سکولاریسم: یعنی جدا کردن دین از سیاست، مبنیبر جدایی نهادهای حکومتی و کسانی که بر مسند دولت مینشینند، از نهادهای دینی و مقامهای دینی است.
دموکراسی: یعنی حکومت مردمی، قدرت در دست مردم است.
سوسیالیسم: یعنی جامعهگرایی، به معنای اینکه تمامی قشرها و طبقات جامعه سهم برابر و هماندازه در سود همگانی داشته باشند.
مدرنیسم: یعنی نوگرایی، بهعنوان یک وضعیت فرهنگی که دارای خصوصیت تغییر مداوم در جهت پیشرفت است میشناسد.
خب داشتم میگفتم حالا که متوجه شدیم دقیقا بر چه اساسی بنیانگذاری شده بیاید بیشتر درمورد این حزب بدونیم.
این حزب در دورههای گوناگون در مجلس شورای ملی نماینده هم داشته ولی پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ مرکز اصلی حزب به خراج از ایران منتقل شده و هم اکنون در داخل و خارج ایران به فعالیتهای خودش ادامه میده.
این حزب از سوی دولت فعلی ایران حالت غیرقانونی و مجرمانه داره و اعضای آن چندین بار شناسایی، دستگیر و زندانی شدن.
منتقدان ایدئولوژیِ این حزب رو برگرفته از فاشیسم میدانند؛ اما خود افراد مهم این حزب این رو رد کرده و گفته اند که دروغ است.
فاشیسم: در سیستمی که بر حسب ایدئولوژی فاشیسم باشه هرگونه اعتراض یا انتقاد با سرکوب قهری مواجه میشود. تمامی بخشهای صنعتی، بازرگانی و دیگر حوزهها تحت کنترل و نظارت شدید حکومت قرار دارند.