+ من واقعا خیلی گیج شدم. مارکسیسم و سوسیالیسم و کمونیسم و... همشون یه چیز نیستن؟ تفاوتشون تو چیه؟ منظورم از یکی بودن اینه که همشون از برابری میگن اگه اشتباه نکنم
S:
نه ببین مارکسیسم داره ميگه دولت دخالتی در سرمایهگذاری یه فرد نداره پس برابری نیست کاملا تحت کنترل خود فرد هست ( نه کاملا ولی خب دخالت دولت کمه )
سوسیالیسم یعنی تمام قشرهای درون یک جامعه برابر هستند و کلا با طبقه بندی شدن افراد مخالفه.
کمونیسم یه ایدئولوژیه که تو جامعه اش طبقه ی اجتماعی و پول و دولت وجود نداره
یه لحظه اجازه بدید اینها رو کاملا از اول براتون توضیح بدم
یکم زیادی طولانی میشه ولی خب..
شاید براتون عجیب باشه؛ اما در طول تاریخ هیچ کشور کمونیستیِ واقعی وجود نداشته!
درسته که چند تا کشور مثل چین، کرهی شمالی، ویتنام، کوبا و.. خودشون رو کمونیست معرفی کردن؛ اما هیچوقت هیچ کشور کامل کمونیستی وجود نداشته.
خب پس کمونیست دقیقا چیه و اساساً چه ربطی به سوسیالیست داره؟
هر دوی سوسیالیسم و کمونیسم اساساً فلسفه های اقتصادی هستن که از مالکیت عمومی به جای مالکیت خصوصی به ویژه در ابزار تولید در یک جامعه طرفداری میکنن.
هر دو به دنبال رفع مشکلاتی هستن که از نظرشون توسط نظام سرمایهداری بازار آزاد ایجاد شده.
یعنی اینکه میخوان جلوی استثمار کارگر رو بگیرن و طبقات اقتصادی رو تو جامعه کم کنن، یا حتی کلا از بین ببرن.
ده ها مدل مختلف از هر دوی کمونیسم و سوسیالیسم وجود داره این مدلها بر اساس روشهای مختلف اجرای این ایدئولوژیها تو کشورهای مختلفه.
برای مثال: استالینیسم، لنینیسم، تروتسكیسم، مائوئیسم و بقیه همگی نسخه های مختلفی از مارکسیسم هستن. کارل مارکس اقتصاددان و فیلسوف آلمانی بود که به همراه همکارش فردریش انگلس کتاب مانیفست کمونیست رو در سال ۱۸۴۸ منتشر کرد. این کتاب جزو کتابهای بنیادیِ کمونیست بود خلاصه اینکه نظریهی اون میشه کارگرها توسط کسایی که ابزار تولید رو داشتن استثمار میشدن.
یعنی اگه شما شما تو یه کارخونه یا یه مزرعه کار میکردی که خیلیا تو اون زمان این کار رو میکردن، کسی که صاحب کارخونه یا مزرعه بود خیلی بیشتر از اون کارگر به دست میآورد.
این یه نابرابریِ ذاتی به وجود میاره که به صاحبان که مارکس بهشون بورژوازی میگفت قدرت بیشتری نسبت به کارگرها که پرولتاریا نامیده میشدن میداد. تو مارکسیسم برای درست کردن این نابرابری جامعه باید به سمت مدلی بره که تو اون پرولتاریا با کنترل جمعی ابزار و تولید به جای ضعف، قدرت رو در دست بگیره.
اینجاست که سوسیالیسم و کمونیسم وارد بازی میشن!
مارکسیستها اغلب به سوسیالیسم به عنوان مرحله اول و ضروری در مسیر حرکت از سرمایهداری به کمونیسم اشاره میکنن.
خود مارکس و انگلس به طور مداوم یا واضح کمونیسم رو از سوسیالیسم جدا نمیکردن!
که همین به سردرگمی بین این دو استدلال دامن زد.
تو سوسیالیسم مالکیت ابزار تولید به صورت عمومی یا دولتیه و تولید و توضیح منابع به صورت جمعی و برای منافع عمومی انجام میشه. کارگران و شهروندان در این سیستم تا جایی که میتونن برای منافع عموم کار میکنن و منافع به دست اومده به صورت عادلانهتری توزیع میشه.
اما این به معنای توزیع کاملا مساوی نیست نظامهای مختلف سوسیالیستی ممکنه رویکردهای متفاوتی در زمینهی توزیع منافع و انگیزههای کاری داشته باشن، نسخههای مختلفی از این ایده جوامع سرمایهداری هم به شکل خدمات بهداشت همگانی یا خدمات اجتماعی مثل مدرسه که با مالیات تأمین میشن وجود داره.
اما کمونیسم چیه؟
وقتی دولت تمام ابزار تولید رو کنترل کرد مرحله بعدی مالکیت جمعیِ کامله، نه تنها فقط مالکیت تولید بلکه مالکیت تمام جنبه های جامعه و اقتصاد از جمله اموال شخصی هدف از لغو مالکیت خصوصی رسیدن به یک جامعه ی بی طبقه، بیپول و بیدولته که توش همه برای یه هدف جمعی که همون سلامتی و خوشحالی و آرامش زادیِ همه است کار میکنن. هر کسی هر کاری که میتونه برای کمک میکنه و فقط هم همون چیزی رو که نیاز داره برمیداره.
همونطور که اول گفتم هیچ کشور کمونیستی واقعی وجود نداره و هیچوقت هم نبوده هر کشوری به خودش میگه کمونیست در واقع یک کشور سوسیالیسته که تا یه حدی دولت کنترل روی اشتغال و اقتصاد داره.
حتی روسیهی کمونیست که خیلیها بهش اشاره میکنن در واقع به اسم اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی شناخته شد.
خلاصه اینکه اکثر مکاتب اقتصادی سوسیالیسم رو مرحلهی اول رسیدن به کمونیسم میدونن، یعنی زمانی که دولت کنترل کامل روی جامعه و اقتصاد داشته باشه؛ اما همین کنترل کامل دلیل اصلیه یکی از رسیدن کشورهای سوسیالیست به اون ایدهآل رو سخت میکنه.. تو کشورهایی مثل شوروی سابق، ونزوئلا، ویتنام و کره ی شمالی فساد خیلی زیاده اونایی که تو قدرت هستن به جای اینکه از این قدرت برای کمک به جامعه استفاده کنن ازش سوءاستفاده میکنن و حاضر نیستند قدرتشون رو به مردم بدن با این حال وقتی آرمانهای سوسیالیستی با سرمایهداری ترکیب میشه، میتونه خیلی موفق باشه.
بسیاری از کشورهای اسکاندیناوی مثل سوئد و نروژ مثال خوبیان. بزرگترین دلیل اینکه چرا تا حالا هیچ کشور کمونیستی ندیدیم مشکل انسانی قلبه بر قدرت، طمع و وسایل دولته.
پس به طور خلاصه فرق این دوتا چیشد؟
ساختار اقتصادی در سوسیالیسم اغلب دولتیه؛ اما در کمونیسم اقتصاد عمومیه و همیشه کاملا مشترکه، تو سوسیالیسم دولت هدایت کنندهی اقتصاد و توزیع کنندهی ثروته؛ اما توی کمونیسم در نهایت دولت باید از بین بره.
در بحث توزیع ثروت سوسیالیسم به دنبال برابری بیشتره؛ اما کمونیسم به دنبال برابری کامله و در آخر..
هدف نهایی سوسیالیسم برابری اجتماعی و اقتصادی است؛ اما هدف نهایی کمونیسم رسیدن به یک جامعهی بدون طبقه و بدون دولت است.