هدایت شده از قرارگاه زینب کبری (سلاماللهعلیها)
#زیرِ_خیمه
روایتِ هفتم، ثمرهی فواد؛ روزِ هفتم محرم الحرام .
این شبهای هیئت، برای همه سخت شده... مخصوصا برای مادرانی که مجبورند در این شلوغی و گرما، با یک کولهی بزرگ از وسایل مورد نیاز بچه و یک کالکسه بیایند و بروند...
اما عکاسی《زیر خیمه》امشب سخت نیست!
زیرا لنز دوربین را هرچه میچرخانم، همه چیز تویی...
دختر بچههایی که بازی میکنند و نوزادها را در بغل مادرشان به خنده میاندازند،
همهی زنها،
همهی زنها و عواطف مادریشان،
همهی پسرها
آنهایی که چهار دست و پا راه میروند،
آنهایی که تازه آموختهاند، بگویند مامان،
آنهایی که بلدند بدوند و بخندند و بازی کنند،
آنهایی که قد کشیدهاند و مردی شدهاند برای خودشان.
همه نشان و علامتی از توست...
حال آنکه رباب رو به روی گهواره نشسته و با آرزوهایی که برای تو داشت درد و دل می کند...
آرزو داشت هم قد علی اکبر بشوی. رشید و سرو نشان.
آرزو داشت صدایت را بشنود، صدای یوما گفتنت را...
آرزو داشت مشق شمشیر کنی کنار دست عمو...
اما میوهی دل رباب، تو از میان همهی آرزوهای مادر، انتخاب کردی سپرِ سینه ی امام شوی...
[ @sarallah_zanjan_kh ]
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
ما اصالتا ترک هستیم.
موقع ولادتمان، بعد از اذان و اقامه، اسم عباس را در گوشمان میخوانند. بچههایمان که به دنیا میآیند، فامیل جمع میشوند و برای تبریک، میگویند «ابالفضل نوکری اولسون» الهی که نوکر ابالفضل باشه. وقتی کسی از ما پسردار میشود تا وقتی هنوز اسمی برایش انتخاب نشده، ابالفضل صدایش میکنیم.ما اصالتا ترک هستیم. خب خیلیهایمان در وطن، فارسی صحبت میکنیم؛ در حرم عباس اما ترکی، زبان رسمی است. ما در حرم عباس جز به لغت ترکی مکالمه نمیکنیم؛ حتی با خود او! ما اصالتا ترک هستیم. وقتی از آدم و عالم میبُریم و کاری از کسی برنمیآید، وقتی سختیها و مصائب به اوج خود میرسد، وقتی مریضمان بدحال میشود، وقتی بحث آبرویمان وسط میآید، به «ابالفضلین توشَن گولّارینا» متوسل میشویم؛ گرهها باز میشود؛ گویی که از اول گرهای نبوده! ما اصالتا ترک هستیم. دیگران اگر فقط در حکایتها و منبرها و کلیپها شنیدهاند، ما به چشم خود دیدهایم که بعضی محتضرهایمان در لحظات آخر میگویند «دارم با آقام ابالفضل میرم». ما دیدهایم که بغض نُه روزهی پدرهایمان بالاخره شب تاسوعا میترکد. مادرهایمان، قامت بلند پسرهایشان را که میبینند، به خوشقامتِ امالبنین میسپارندش. ما پشت در پشت و نسل در نسل، عشق ابالفضل را از پدربزرگهایمان به ارث میبریم. ما اصالتا ترک هستیم. همگی، زندگیهایمان را به عباس تکیه دادهایم. آنطور که حسین. ما شب نهم بیتکیهگاه میشویم. شب نهم خیلی بیچارهایم. شب نهم را یکطور ویژهای به ترکها تسلیت بگویید.
«مهدی مولایی»
هدایت شده از قرارگاه زینب کبری (سلاماللهعلیها)
#زیرِ_خیمه
روایتِ هشتم، شیشه عطرِ شکسته؛ روزِ هشتم محرم الحرام .
زائری با شگفتی به جمعیت با شکوهِ گریه کنها، نگاه میکند و الله اکبر میگوید...
دختر جوانی ٱلْحَمْدُلله میگوید که رزق گرفته و پا جای پای ملائک گذاشته و وارد هیئت شده...
ذکر لب پیرزنی هم سبحان الله شده، وقتی سخنران مشغول موعظه است...
عدهای صلوات میفرستند و خدا را بابت آفریدن محمد (ص) شکر میکنند...
عدهای 《لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه》 می گویند و به هیبت و شوکت علی (ع) هنگام جنگ آوری فکر میکنند...
حسین (ع) تسبیحی از خاک مزار مادر به دست دارد...
الله اکبر، آیههای وحی از خیمه بیرون میآیند...
ٱلْحَمْدُلله، اذان صبح چقدر با صدای او شیرین است...
سبحان الله، بنیهاشم چهره چون آفتاب زیاد دارد ولی فقط او چهره و خوی مردی را دارد که قاب قوسین او ادنا را درک کرده...
اما حسین (ع)《 فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ 》 میگوید و تسبیحش پاره میشود
دانههای آن سر تا سر زمین کربلا را می گیرند...
[ @sarallah_zanjan_kh ]