هدایت شده از قرارگاه زینب کبری (سلاماللهعلیها)
#زیرِ_خیمه
روایتِ هشتم، شیشه عطرِ شکسته؛ روزِ هشتم محرم الحرام .
زائری با شگفتی به جمعیت با شکوهِ گریه کنها، نگاه میکند و الله اکبر میگوید...
دختر جوانی ٱلْحَمْدُلله میگوید که رزق گرفته و پا جای پای ملائک گذاشته و وارد هیئت شده...
ذکر لب پیرزنی هم سبحان الله شده، وقتی سخنران مشغول موعظه است...
عدهای صلوات میفرستند و خدا را بابت آفریدن محمد (ص) شکر میکنند...
عدهای 《لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه》 می گویند و به هیبت و شوکت علی (ع) هنگام جنگ آوری فکر میکنند...
حسین (ع) تسبیحی از خاک مزار مادر به دست دارد...
الله اکبر، آیههای وحی از خیمه بیرون میآیند...
ٱلْحَمْدُلله، اذان صبح چقدر با صدای او شیرین است...
سبحان الله، بنیهاشم چهره چون آفتاب زیاد دارد ولی فقط او چهره و خوی مردی را دارد که قاب قوسین او ادنا را درک کرده...
اما حسین (ع)《 فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ 》 میگوید و تسبیحش پاره میشود
دانههای آن سر تا سر زمین کربلا را می گیرند...
[ @sarallah_zanjan_kh ]
- دکوپاژ 🇮🇷 ۫ ִ 𓈒
از اون دشت پر نیزه با دست پر عمومون میومد چی میشد مگه
تو ظهری که آتیش بود آسمون یه بارون میومد چی میشد مگه..