مقلوبهی واقعی
موهای ریحان را بافتم. از دیروز دیگر نگران بازی بچهها توی کوچهها نیستم. همهجا آرام است و صدای غُرّش هیچ موشک و جنگندهای شنیده نمیشود. باور نمیکنم اما اسرائیل نابود شده. بعد از مدتها میتوانم آشپزی کنم! کمکهای مردمی دیروز به غزه رسید. آنقدر همه چیز زیاد است که میتوانم از تمام مردم منطقه پذیرایی کنم. باید برای جوانهایی که کوچه و خیابانها را پاکسازی میکنند غذا بپزم. چند بسته سبزیجات و مرغ و برنج و روغن برایم آوردند. با تکههای شکستهی کمد ریحان اجاق را برپا میکنم. دیگر ناراحت نیستم. بهتر از اینها را برایش خواهم خرید. بادمجانها را سرخ میکنم و برنج هم دارد جوش میزند. حالا تهِ قابلمه را از سیبزمینی پُر میکنم. امید مثل عطر غذا موج میزند توی شهر. یک لایه برنج یک لایه گوشت یک لایه بادمجان. غذا را روی آتش دم میگذارم. از منارههای شکسته صدای اللهاکبر میآید. جوانان ایرانی و لبنانی و یمنی ایستاده اند به نماز. سفره را پهن میکنم و مقلوبه را روی سینی برمیگردانم. یک عمر به عشق چنین روزی مقلوبه پُختم. به امید روزی که اسرائیل هم شبیه این غذا واژگون بشود که شد.
#پسـفردایـپیروزی
#آیندهـنزدیک
✍سمیرا چوبداری
https://ble.ir/anbare_barot
مسافر مسجد الاقصی
کف پذیرایی نشستهایم. مامان مواد غذایی را بستهبندی میکند. بابا توی هرزیپکیپ یک کاسه آجیل میریزد. من خرما وشکلات میگذارم. بچهها از وسط بستهها، روی نوک پا میآیند، شکلاتی برمیدارند و میروند. ثنا که بزرگترشان است میگوید: "از اینا برندارید، برای بچههای غزه است." با لبخند میگویم: "اشکال نداره مامان جان، من باز شکلات میارم." در باز میشود علی نفسزنان میگوید: "خانوم! اگر کار شما تموم شده، زنگ بزنم آقای دکتر و گروهش بیان."
نگاهی به بستههای دور و برم میکنم و میگویم: "بگو بیان."
مامان با حسرت میگوید: "خوش به سعادتتون!" علی لبخند میزند و تشکر میکند.
از تصور لحظهای که نگاهشان به گنبد طلایی مسجدالاقصی میافتد، بغض میکنم. چشمهایم را میبندم. پزشک های خستهی غزه را میبینم که همردیفهای تازهنفسشان را در آغوش میکشند. علی و دوستانش خوراکیها را بین بچهها پخش میکنند. چشمم تر میشود.
بابا بلند میگوید: "یک شربت به ما نمیدی دختر؟ پس فردای نابودی اسرائیل که آدم اشک نمی ریزه! شیرینی و شربت پخش میکنه." بعد هم میزند زیر آواز و خانه پر از صدای مردانهاش میشود: "این پیروزی، خجسته باد این پیروزی.'
#پسـفردایـپیروزی
#آیندهـنزدیک
✍فاطمه رهنما
https://ble.ir/anbare_barot
فکرتان نرود سراغ مختلسین و محتکران و مافیای سکه و ارز
شاید خود ما هم مخاطب این آیه باشیم.
https://ble.ir/ayenooshgah
تابستان خاک _ زمستان گل :
این خیابان های تهران است که هر ماهه مبالغ زیادی در آن فرو میرود باز تابستان خاک و زمستان گل است؛ اگر غیر از صبح و عصر که لاله زار را آب پاشی میکنند یک ساعت بظهر تا عصر گذارتان باین خیابان که چشم و چراغ تهران است بیفتد می بینید از گرد و خاک چه خبر است؛ هر اتومبیلی که از دور پیدا میشود مصیبتی برای عابر خیابان فراهم میکند حالا دیگر عبا هم نیست که برای محافظت از گرد و خاک هر کسی سرش بکشد بنابر این مجبور است با کمال نزاکت گرد و خاک را نوش جان کند - ممکن است از بلدیه خواهش کرد که بجای روزی دوبار روزی چند بار آب پاشی کنند اما چاله های خیابان را چه خواهند گفت که صبح هموار می کنند عصر باز گود میشود.
در میدان سپه که میدان توپخانه نامیده میشد زمستان ها بقدری آب بخصوص نزدیک بانک شاهی میایستاد و آن قدر گل و لای بود که عبور از آن با اشکال صورت میگرفت حالا (مرداد ۱۳۰۸ مشغولند چاله ها را شنریزی میکنند اما هنوز شنریزی از اول خیابان سپه بچهار راه حسن آباد نرسیده اول خیابان دوباره خراب شده است.
اطلاعات پس از توضیح این مطلب چنین مینویسد :« این اتومبیل ها کالسکهی قشنگ ؛ این اتومبیل های شیک که اختلاف کارخانه های آن طوری است که یک کلکسیونری تشکیل داده است پس از چند ماه بکی تغییر قیافه داده و صاحب عاشق لوکس آن را بهوس می اندازد که آنرا با قیمت نازلی فروخته اتومبیل تازهی شیک دیگری را انتخاب کند . »
باید خیابانها را آسفالت کرد یا سنگفرش نمود و بلدیه تهران اگر موفق شد یک خیابان را سنگ فرش یا آسفالت کند می تواند مخارجی را که همه ساله در سابق برای ترمیم همان خیابان بیهوده صرف میکرده صرف سنگ فرش سایر خیابانها نماید .
#وضعیت_خیابان_های_تهران
#حدود_صدسال_پیش
#ربع_قرن_اطلاعات
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
رفتار پیامبرانه این طوریه...
ما بودیم می گفتیم:
دیگه پس خودتون خواستید!
https://ble.ir/ayenooshgah
هدایت شده از KHAMENEI.IR
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 نماهنگ | تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «پاسیاد پسر خاک»
🖼 کتاب «پاسیاد پسر خاک» روایت زندگی و مجاهدتهای حجتالاسلام سیّدعلیاکبر ابوترابیفرد است که توسط آقای محمّد قبادی در ۴۶۸ صفحه به نگارش درآمده و توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.
📥نسخه اصلی | دستخط رهبر انقلاب | نماهنگ | متن
💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از مدرسه مهارت آموزی مبنا
📆 تقویم دوره رایگان «نوشتن در زمانهٔ بحران»
👤 مدرس: استاد جوان آراسته
در این دوره قرار است چشمهایمان را باز کنیم، قلمهایمان را بتراشیم، بنویسیم، خط بزنیم و نهایتا چند قدم در مسیر نبرد روایتها پیش برویم و سرباز کارآمدتری برای ایران عزیزمان باشیم. 🇮🇷✨✏️
1⃣ تنظیمات اولیه
شنبه، ۸ شهریور ماه
2⃣ لیست نبایدها
دوشنبه، ۱۰ شهریور ماه
3⃣ شما خیلی مهم هستید
چهارشنبه، ۱۲ شهریور ماه
4⃣ از تجربهها
شنبه، ۱۵ شهریور ماه
5⃣ یک، دو، سه، چهار
دوشنبه، ۱۷ شهریور ماه
6⃣ پنج، شش، هفت، هشت
چهارشنبه، ۱۹ شهریور ماه
7⃣ سه کار مهم
شنبه، ۲۲ شهریور ماه
💢 برای شرکت در این دوره، فقط کافیه تصمیم جدی بگیرید، قلم و کاغذتون رو آماده کنید و در کانال مدرسه مبنا به آدرس زیر عضو باشید:
🔗 https://eitaa.com/mabnaschoole
#نوشتن_در_زمانه_بحران
#تقویم_دوره
| @mabnaschoole |
لیوان ها هم بلدند حرف بزنند!
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
فکر کن شخصیت انس و بازی و رنگ آمیزی بچه هات عروسک اصحاب کسا باشند.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
سوم شهریور امسال (هفته ی پیش) هشتاد و چهارمین سالگرد اشغال ایران توسط قوای انگلیس و روس بود.
به پیشنهاد شما اون روز رو از کتاب ربع قرن اطلاعات پیدا کردم و با بچه ها خوندیم.
چقدر نکات عبرت آموز و تاسف انگیز داره. دوستی زحمت کشید کل صفحه رو تایپ کرد برام.
به خاطر زحمتش همه ی صفحه رو می ذارم. ارزش خوندن و تفکر داره. ولی اگه فرصت ندارید حداقل اونجاهایی که پررنگ تر کرده ام بخونید تا بیام درباره ش حرف بزنیم.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan