https://maahed.ir/product/61444/%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86
از ماهد خریده بودمش چند ماه پیش
الان انگار موجود نیست😬🙄
هدایت شده از بنیاد بین المللی خیریه آبشار عاطفه ها- تبریز
💖 توزیع بسته های معیشتی و سفره افطاری برای خانواده های نیازمند 💖
👌 سهم شما در این امر خیر چقدر است؟؟؟
✅ شماره کارت خیریه جهت واریز کمک های نقدی: ۶۰۳۷۹۹۱۸۹۹۶۶۷۲۳۶
@abshart1395
بیاین!
دیدین چی شد؟
پیچائیل کم کاری کرد دفتر خاطرات ننوشت، یه ابلیسچه ای برداشته تو ماه رمضون یه برنامه ی تلویزیونی ساخته (شبیه برنامه ماه عسل) که برای ابلیسچه های دیگه پخش می شه.😄
دوستم محدثه از طرق سرّی پیاده شده ی این برنامه ها رو به دست آورده و هر روز توی کانالش منتشر می کنه.😅
مال دیروزشو ببینید مثلا:
💬 نظرات
هدایت شده از بغض قلم
برنامهی ماه خطر/ قسمت اول
استدیو شمارهی ۶۶۶: بند ابلیسچهها
مهمان: جاویدنام قابیل
#ماه_خطر
#استدیو_ابلیسچه
🆔 https://eitaa.com/bibliophil
🆔 https://ble.ir/bibliophils
هدایت شده از بغض قلم
_ ابلیسچهام. 😈
قراره هر وقت تو این ماه نکبتی که روزهدارها تو خواب غفلت بودند و یکم زنجیرهای ما شلتر شد، به ابلیسچههای همبند روحیه بدم.
هر ابلیسچهی دود نشدهای میتونه از طریق ماهوارههای نصب شده روی شاخکش این برنامهی تلویزیونی رو به صورت 4k تماشا کنه.
پارسال دیدم هیچچیزی اندازهی امید نمیتونه یه ابلیسچه رو در این ماه از خطر پودر شدن حفظ کنه.
برای همین کل سال گذشته، رفتم ابلیسگاه و در مقطع دکتری مدیریت رسانه تحصیل کردم و امسال میخوام این برنامهی تلویزیونی رو کارگردانی و اجرا کنم.
امروز، روز اوله و یه مهمان درجه یک داریم. انقدر درجه یک که به آتیش وجودش باید تعظیم کنیم!
جاوید نام قابیل عزیز، انسان والامقامی که اولین مرید تمام عیار ابلیسخان شدند! نه به خاطر دروغ، نه به خاطر خیانت، فقط به خاطر یه ذره حسادت! آفرین به این همه خلاقیت!
بیاین با سوت و کف، از این قهرمان بزرگ استقبال کنیم. استقبال از اولین نجاتبخش تاریخ بشریت که جلوی ناعدالتی خدا ایستاد!
ابلیسچه: جناب قابیل! خیلی ممنونم که از جهنم دعوت ما رو قبول کردی! انقدر خوشحالم که انگار دویستتا روزهدار رو به صورت ویدئوکنفرانس و همزمان گول زدم که جای قرآن خواندن تو گوشی بچرخند.
اجازه بدی ندی میخوام اولین سوال رو همین الان بپرسم، بلاخره تو انقدر شجاعت داشتی که جلوی خدا ایستادی و مثل پدر و مادرت جو گیر نشدی، سریع توبه کنی، حالا به ما بگو احساس خوشبختی داری؟!
قابیل(با ناراحتی): آره گور پدرت خیلی خوشبختم! هنوزم یاد نذری هابیل میافتم حالم بد میشه. دلم میخواد ریز ریزش کنم، گاهی بقیهی قاتلها تو جهنم میان نوع آدم کشتنشون رو برام تعریف میکنند، میبینم قتل چقدر پیشرفت کرده، من دربرابر اینا که زنده زنده آدم میسوزانند، سر بچه رو قطع میکنند کاری نکردم.
(ابلیسچه با دستپاچگی): خوب قابیل جان نمیخوام خیلی اذیتت کنم! شما بلاخره راه ریختن خون روی زمین رو باز کردی این عالیه! ببین، من میخوام ابلیسچهها ازت یاد بگیرن. تو پدر تمام قاتلها هستی، بگو اصلا چطور شد که انقد ساده از خط قرمزهایی که خدا گذاشت رد شدی؟ چهطور تو روی خدا ایستادی و به این مقام والا رسیدی!
قابیل (شانه بالا انداخت): کی گفته ساده بود؟ من پسر پیامبر بودم، پیامبری که همهی فرشتهها بهش سجده کردند، جز رئیس گور به گوری تو. (شاخک ابلیسچه درد میگیرد و پکی به شاخکاش میزند)
بدترین قسمت درآمدم رو نذر خدا کردم، خوب زور داشت، محصول خودم بود. هابیل چاپلوسی کرد، بهترین محصول خودش رو برای خدا فرستاد. قبول شدن نذری هابیل فقط یه نذری ساده نبود، یعنی هابیل میشد جانشین پدرم؛ پیامبر بعدی. من اشتباه نکردم فقط یه کم حسودی کردم. آخه چرا هابیل قربونیش قبول شد، مال من نه. جوش آوردم. هابیل لعنتی اگه دوباره دستم بهت برسه مثل این داعشیها میکشمت. پوستت رو زنده زنده میکنم.
ابلیسچه(با ذوق): دقیقا خدا همیشه میخواد از انسان صدقه و قربانی و خمس و زکات بگیره، خوب انسان اگه حرف خدا رو گوش کنه خودش فقیر میشه. خوب کردی گوش ندادی!
گفتی حسادت، حسادتت چهطوری زیاد شد که تصمیم به کشتن برادرت گرفتی؟!
قابیل: اولش یه کم ترسیدم. هی ابلیس تو گوشم وز وز کرد، دیدم بد نمیگه مگه من چی از هابیل کم داشتم؟ خوشگل نبودم که بودم، پسر پیامبر نبودم که بودم. بعد ابلیس گفت: اگه هابیل رو بکشی خودت پیامبر میشی، یه لحظه است تموم میشه. بعد هابیل، حکومت میافته دست تو. تو حاکم بشی خودم هوات رو دارم. هابیل حکومتداری بلد نیست.
بعدشم که... فهمیدم چه بلایی سر خودم آوردم. پشیمونی فایده نداشت. اون ابلیس خر اصلا گردن نگرفت! تنهام گذاشت. منم هی جلوی پای شیث سنگ انداختم. آخه دیگه آب از سرم گذشته بود، چه یک وجب چه صد وجب.
ابلیسچه (خطاب به دوربین): خوب ابلیسچههای عزیز وقت برنامه خیلی کمه! سوال آخر برگردی عقب بازم این کار رو انجام میدی؟!
قابیل با خودش حرف میزند؛ آخرش هم شیث جانشین پدر شد و من بدبخت شدم.
قابیل بلند شد و با عصبانیت دم ابلیسچه را گرفت و داد زد: میکشمت! همهتون رو میکشم!
(کادر فقط روی صورت ابلیسچه) مرسی قابیل جان! واقعا بهت افتخار میکنم که انقدر راحت از قهرمانیات میگی! امیدوارم امشب یکی دو تا از ابلیسچهها با دیدن تو، انقدر روحیه بگیرند که حداقل روشهای انداختن حسادت تو دل انسانها رو مرور کنند! با یه حسادت ساده پسر پیامبر میخوره زمین، پس اصلا کمکاری نکنید و با یه ماه مبارکشون این انسانها پاک شدنی نیستند.
(ابلیسچه بلاخره دماش را از دست قابیل رها میکند، دوربین تندیس کبوتر صلح را در دست قابیل نشان میدهد و صحنه تاریک میشود)
#ماه_خطر
#استدیو_ابلیسچه
🆔 https://eitaa.com/bibliophil
🆔 https://ble.ir/bibliophils
اومده ام نمازجمعه کل مصلا پر شده بیرون هم تو آفتاب تابستونی! مردم نشسته اند.
مگه شما کار و زندگی ندارید؟
مگه روزه نیستین؟😐😬🙄
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
هدایت شده از انتشارات شهید کاظمی
. 🎁#عیدی با طعم #کتاب🎁
📚 عیدانهی نشر شهید کاظمی آغاز شد 🌸
🎁 با بیش از ۲۴۰۰ جلد کتاب #هدیه
شرایط جذاب جشنواره:
🔥 تخفیف ویژه روی همه محصولات
📖 هدیه یک جلد کتاب منتخب برای سفارش بالای ۵۰۰ هزار تومان
🖼 نشانک کاربردی مقاومت + تصویر ماندگار از شهدا برای تمامی سفارشها بدون محدودیت
🚚 ارسال رایگان برای سفارشهای بالای ۹۰۰ هزار تومن (بعد از اعمال کد تخفیف)
⏳زمان: فقط ۲ تا ۸ اسفند
ثبت سفارش: manvaketab.com
کد تخفیف: eydaneh
🛒 ما اینجاییم: قم خیابان معلم مجتمع ناشران فروشگاه نشر شهید کاظمی
۹ صبح الی ۶ غروب
☎️ شماره تماس: ۰۲۵۳۳۵۵۱۸۱۸
📚 انتشاراتشهیدکاظمی
🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1