eitaa logo
دیمزن
5.1هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
884 ویدیو
27 فایل
دنیای یک مادر زائر نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز رفقای حامد به یادش هیات گرفته بودند. دعای توسل و سخنرانی و روضه. چقدر خوشبختند آدم هایی که بعد از مرگشان می شود به یادشان روضه ای را خواند که همیشه با آن گریه می کردند...😭 و خصوصیات شان طوری است که می شود درباره اش سخنرانی کرد و به دیگران پیشنهاد داد شبیه او باشند. داشتم فکر می کردم من اگر جای حامد مرده بودم، چه روضه ای را توی چنین مراسمی از طرف من می خواندند و کدام خصوصیتم را به دیگران پیشنهاد می دادند؟ نتیجه تفکر: ترجیح می دم فعلا نمیرم تا آبروم حفظ شه!😬 دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan 💬 نظرات
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کی باور می کردیم یه شبی واستیم وسط خیابون با کلی آدم که نمی شناسیم نماز استغاثه و دعای فرج بخونیم... دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan 💬 نظرات
قطعا دلم برای این شبهای تبریز تنگ می شه. برای تونل پرچم ها و تجمعات ائل گلی و نصف راه و میدان ساعت. برای دسته های شاخسی که شعرهای حماسی ترکی می خونن. حتی برای چرخ های لبوفروشی. ولی خوشحالم که فردا اگه خدا بخواد برمی گردم تهران. درسته که نمی تونم جلوی آسیب دیدنش رو بگیرم، ولی امیدوارم بتونم براش مفید باشم. دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
دیروز تولد همسر رهبر معظم انقلاب، شهید زهرا حداد عادل بود. _شعر رهبر شهید انقلاب برای عروس شهیده اش_ زهرا! تو عروس خانه مایی شایسته‌ی نامِ نیکِ زهرایی پاداشِ جهادِ مجتبایی تو دلبندِ منی، هدی و بشرایی پ.ن.: هدی و بشری اسم دختران آقا هستند که بشری خانم هم شهید شدند. شادی روح زهرا خانم و پدرشوهر باذوقش و همه شهدا صلوات🖤 دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
به نام خدا در مرحله‌ای داریم به نام تنش فزاینده اساتیدی مانند معتقدند که شخصیت را به وسیله‌ی دیالوگ نمی‌توان شناخت بلکه باید آن را مجبور کرد تصمیم بگیرد. زیرا شخصیت‌‌ها را از تصمیم‌هایی که می‌گیرند می‌توان شناخت نه از حرف‌هایشان. حالا که مجبور شد تصمیم بگیرد، نیروها را علیه او بشورانید. یعنی یک تصمیم سخت خلاف میلش(با توجه به شناختی که از ضعف‌هایش دارد) بگیرد نه تنها شرایط بهتر نشود که سخت‌تر هم باید بشود... این سخت‌تر شدن تنش فزاینده است. 👈تا کی؟ 👌تا زمانی که شخصیت به شناخت عمیقی از توانمندی‌های درونی خودش برسد. یک مرحله مانده تا آخرین مرحله که است. در این مرحله شخصیت به چیزهایی در درون خودش پی می‌برد که اگر این ماجراها را نداشت، اصلا آن بخش از وجودش را نمی‌شناخت. ✅ما دقیقا در مرحله‌ی هستیم. اندکی مکاشفه نفس رخ داده ما مقداری خودمان را شناخته‌ایم اما مقدار دیگری تنش لازم است. تا ما به کنه وجود خودمان پی ببریم. ❌تا تصویر ایران شفاف و بدون هیجگونه دستکاری رسانه‌ای مقابل خودش و جهان قرار بگیرد. ✅باید تاب بیاوریم. و راهی تا تعادل جدید و جهان جدید نداریم. تعادل جدید است... اینک ما و جهان جدید که در آن ابرقدرتیم با تعاریف جدید.... پس این تنش‌های فزاینده را تاب بیاور ایران من ✍️م.امیرزاده دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan 💬 نظرات
دیروز دیدم سخنرانی آقای جوادی آملی ۱۴ دقیقه است، گذاشتم تو لیست چیزایی که قرار بود تو ماشین گوش بدیم. الان در حالی که از آذربایجان شرقی خارج می شدیم، شنیدمش. چقدر قشنگ بود چقدر جذابه که یه عالم دینی بیاد از مردم تشکر کنه بگه شما با ابراهیم فک و فامیلید و کارتون ادامه کار ابراهیمه و من در برابر شما احساس کوچکی می کنم. 🥲 خودتون گوش کنید. دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan 💬 نظرات
14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ببینید 🔴 پیام بسیار مهم حضرت آیت الله جوادی آملی خطاب به شهید رهبران و رهبر شهیدان، مردم بزرگ و بزرگوار، عزیزان رزمنده هوایی دریایی و زمینی و مسئولان و نیروهای خدماتی به خاک شرف دادید، به زمان آبرو دادید، به زمین آبرو دادید، به عصر آبرو دادید! ۱۴۰۵/۰۱/۱۱ 🔰 حضرت آیت الله جوادی آملی 🔹 https://ble.ir/ayatollah_javadi_amoli 💬 نظرات
درباره این پیام آقای جوادی، چه متن فوق‌العاده‌ای نوشتن خانم طاهره حبیبی: سلام بر ابراهیم، که با ما پرچم تکان می‌داد اینجا آقای جوادی می‌گویند شما با اصل و نسب هستید، ابراهیم بت‌شکن نیای شماست. من این جمله را خیلی خوب میفهمم. پانزده سال پیش که برای بار اول رفته بودم مسجد کوفه و مسجد سهله، وقتی از این ور مسجد تند تند می‌رفتیم آن ور مسجد تا در زمان کوتاهی که داشتیم بتوانیم نمازها را بخوانیم، از خودم پرسیدم چرا این کار را می‌کنم؟ چرا دوست دارم گرد این مساجد بچرخم و در گوشه‌ گوشه اش نماز بخوانم آن هم به اسم آدم و نوح و ابراهیم و بقیه پیامبران؟ بعد دیدم خدایا، من دارم یک تاریخ الهی را مرور می‌کنم. اینجا میچرخم و نماز می‌خوانم تا یادم بماند من هم متعلق به این داستان هستم. آدم و نوح و ابراهیم و ادریس و خضر نیاکان من هستند. این طور که آقای جوادی می‌گویند اصالت به خون و نژاد نیست. ما فرزندان ابراهیم هستیم، چون ابراهیم خالق یک معنا بود، و ما وارث آن معنا هستیم. اما نه یک معنای دور از دسترس و عجیب و ماورائی. بلکه معنایی که مثل خون و نژاد از طریق همین بدن‌ها حفظ می‌شود و منتقل می‌شود. همین نماز خواندن که مهمترین و تکرار شونده‌ترین عبادت ماست، چیزی نیست جز به زبان آوردن یک دسته کلمات همراه با حرکات سایر اعضای بدن. نمی‌رویم یک گوشه در سکوت مدیتیشن کنیم، یا حتی ضروری نیست معنای اذکار را بدانیم یا با توجه خیلی زیاد بخوانیم. همین که حرکات را درست انجام دهیم و اذکار را درست به زبان بیاوریم کافی است برای اینکه نماز درست باشد. اصلا قرار نیست نماز خواندن تامل کردن درباره مفاهیم انتزاعی باشد (که آن خودش داستان مجزایی دارد و چه بسا از عبادت بهتر باشد). معنایی که اینجا خلق می‌شود فقط به کلمات وابسته نیست و همان‌قدر به حرکات بدن وابسته است. در عبادتی مانند روزه ما فقط یک جور توجه معطوف به بدن و پرهیز خوراکی داریم. معنای حجاب هم کاملا حول بدن شکل می‌گیرد. این شب‌ها ما درک روشن‌تری از عبادت پیدا کردیم. اول به خیابان رفتیم چون حضور فیزیکی و بدنی مهم بود. امنیت شهر نیازمند پر شدن خیابان از آدم‌های گوشت و پوست و استخوان‌دار بود. مسیله فقط اسلحه نبود، صدا هم مهم بود. صدایی که از خیابان باید بلند می‌شد نمی‌بایست صدایی باشد که تجاوز را تایید کند. ما اول رفتیم تا صدای خیانت و وطن فروشی از خیابان بلند نشود، اما بعد دیدیم صدای الله اکبر و لا اله الا الله، برای ما بدل از عبادت شب ماه مبارک است. می‌رفتیم چون این ذکرها که از حنجره ما بیرون می‌آمد مثل نماز خواندن، و شاید حتی بیشتر، سبک‌مان میکرد و به ما سکینه و آرامش می‌داد. آقای جوادی می‌گویند مسئله فقط ایران و جمهوری اسلامی نیست. می‌گویند ما تبر ابراهیم را به دست گرفته‌ایم. همین چوب پرچم را می‌گویند که بالا می‌گیریم و تکان می‌دهیم و همراهش حیدر حیدر و بزن که خوب میزنی می‌خوانیم. خدایا این از نماز خواندن در مقام ابراهیم هم بالاتر است! هر شب به همین خیابان نزدیک خانه می‌رویم، پرچم تکان می‌دهیم و ذکر می‌گوییم و داستان ابراهیم و شکستن بت‌ها را پیش می‌بریم. خیابان‌های شهر تبدیل شده‌اند به فضای معنای توحید. توحیدی که کتاب‌های آسمانی و این همه متون الهیاتی ادیان ابراهیمی قرار بود معنایش را بسط بدهند و بسازند؛ ولی حالا ما داریم می‌سازیم و بسط می‌دهیم. پروردگارا آقای جوادی با ما شوخی می‌کنند؟ ما که می‌دانیم ایستادن در این جنگ یعنی چه. میدانیم هیچ عقلانیت متعارفی انتظار نداشت تا همین جا هم دوام بیاوریم. میدانیم قصه ما از اول قصه همین قصه ابراهیم و موسی و محمد و علی و فاطمه و حسین بود. میدانیم بیشترین تضرع‌ها را همین شب‌های جنگ به درگاهت کردیم، خالصانه‌ترین نمازها و روزه ها را همین ایام ادا کردیم. اصلا کی این قدر اهل مناجات و نماز استغاثه و حدیث کسا و قرائت قرآن بودیم؟ حتی گروه در بله و ایتا زده ایم و آمار عبادات و دعا‌هایمان را با هم به اشتراک می‌گذاریم. اما واقعا آقای جوادی شوخی نمی‌کنند؟ ... سلام بر ابراهیم، که با ما در خیابان‌های تهران پرچم تکان داد و الله اکبر گفت. دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan 💬 نظرات