4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این هم حال و هوای قطعه ۴۲ که امروز ۵ مهمان داشت...
#روایتتهران
#جنگرمضان
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این همه جمعیت هم اینجا تو قطعه ۵۰ بود...
#روایتتهران
#جنگرمضان
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
برای تدفین این مادر و پسر
#شهیدمحمدحسینعزیزی
#شهیدمریمصلحخو
#روایتتهران
#جنگرمضان
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
هدایت شده از روزهای مادرانه
چهارشنبه هفته پیش یه پیامی دست به دست چرخید و بازنشر شد و قرار گذاشتیم که ساعت ۱۰شب همه با هم نماز استغاثه به امام زمان(عج) رو بخونیم.
نمیدونم پیروزیهای چند روز اخیر و دست غیب الهی که در موارد متعدد به یاریمون اومده اثر همین بوده یا نه... به هر حال قطعا بیاثر نیست. ما که میدونیم "ید الله فوق ایدیهم" پس چرا متصل به دست پرقدرتش نشیم؟
من میگم بیاین این ماجرا رو عادت هر روزمون کنیم. *هر شب ساعت ۱۰ دو رکعت نماز استغاثه به امام زمان(عج) بخونیم و دعا کنیم برای تعجیل در فرج آقا، پیروزی رزمندگان، نابودی دشمنان، حفظ وطن، سلامتی رهبر و مردم، عزت و سربلندی اسلام با پرچم ایران، انشاءالله. *
برای دوستانتون بفرستید و همدیگه رو سفارش کنید به استغاثه، تا روز پیروزی انشاءلله❤️🇮🇷
امشب اومدیم میدان ولیعصر
اینجا خیلی شیکه
صندلی چیده ان همه نشسته ان😬🙄 اون جلو هم داره تئاتر اجرا می شه!
#روایتتهران
#جنگرمضان
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
یه صف به چه طولانی ای رو که هرچی می اومدیم تموم نمی شد رو به این امید طی کردم که ببینم چی می دن این قدر صفه...
پرچم می دادن!😍
#روایتتهران
#جنگرمضان
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
فقط همین قدر بگم که صف پرچم چندبرابر صف کباب بود!
آقا فقط میدون ولی عصریا ساندیس (کباب) خور انقلابن! اون یکی میدونا از این خبرا نیست...
#روایتتهران
#جنگرمضان
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
امروز به دوستم می گفتم تهرانی ها هنر نمی کنن می یان تو خیابون. هوا به این خوبی! ما تو تبریز یخ می زدیم!
امشب هوا سرد شد...🥶
#روایتتهران
#جنگرمضان
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️من برای مادر شهید شدن هنوز خیلی جوانم!
این صحبت ها را ببنید و حیرت کنید؛ ملتی که چنین زنان و مادران استواری دارد مگر شکست میخورد؟
💬 نظرات
بسم رب الشهداء و الصدیقین
یکی دیگر از جوانان غیرتمند تبریزی آسمانی شد
به گزارش روابط عمومی سپاه عاشورا
پاسدار دلاور اسلام امید شاهین فرد در راه حفاظت از تمامیت ارضی و امنیت کشورمان و در حال ایفای نقش خطیر پاسداری نیمه شب ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ و در مناطق مرزی شمالغرب به مقام شهادت نائل آمد.
این شهید بزرگوار که از بسیجیان پایگاه شهید اکبر جوادی منطقه میرداماد و از خادمین کاروان راهیان نور فاطمیون بود ، در فعالیت های مختلف جهادی زمان کرونا و پس از آن در عرصه های مختلف فرهنگی و اجتماعی اقدامات موثری داشت.
سپاه عاشورا ضمن تبریک و تسلیت شهادت این شهید والامقام به مردم غیور تبریز و همسنگران عزیز بویژه خانواده مکرم آن عزیز باطلاع می رساند زمان مراسم وداع و تشییع پیکر مطهر ایشان متعاقبا اعلام خواهد شد.
💬 نظرات
فامیل مون بود👆
یعنی نامزد یکی از تک دخترهای ماه فامیل که مدت زیادی عقد بودند و قرار بود بالاخره به زودی برن سر خونه زندگی شون.
خادم خیریه هم بود و همین شب ها که تبریز بودیم هر شبی که ماموریت نبود می اومد کمک می داد تو موکب. پسرها که خبرو شنیدند همه شون تعجب کردند. می گفتند امید که پریشب پیش ما پلاکارد رو نگه داشته بود.
شهادت همین قدر نزدیک مونه.
خدا روح این جوان رعنا و مهربان رو که جز خوبی ازش کسی چیزی ندیده و همه تعریفش می کنند شاد کنه و به دل خانواده ش و به خصوص نوعروسش صبر بده.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
مدرسه ما زیرمجموعه سازمانی بود که یک روحانی خوش فکر و خوش استعداد به اسم جواد اژه ای اداره اش می کرد. کسی که عمو جواد صدایش می کردیم و هیچ وقت یادم نمی رود که اولین بار او باعث شد خدمت آقا برسم و از نزدیک روی ماهش را ببینم. وقتی که هنوز ۱۷ سالم بود و موهای سیاهی تک و توک قاطی ریش آقا دیده می شدند. آن روز پشت سرش نماز خواندیم و بعد همانجا چرخید سمتمان و میکروفون را ایستاده نگه داشت و برایمان حرف زد. چه شیوا... چه گرم...چه امیدبخش... هنوز هم جمله هایی از آن سخنرانی را مثل گنجی توی سینه ام محافظت می کنم.
دست عمو جواد سبک بود که من بعد از آن بارها خدمت آقا رسیدم.
(باید بنشینم روزی خاطره دیدارهایم را برای خودم بنویسم که هیچ وقت یادم نرود خدا توفیق حضور در محضر چه اسطوره دست نیافتنی ای را آسان و مکرر برایم فراهم کرد. تا ابد دمش گرم)
اما تا ابد مدیون آن سورپرایز دوست داشتنی هستم.
اینها را چرا نوشتم؟ امروز پیامی از دختر عموجواد اژه ای به دستم رسید که بازخورد کتاب حوالی احمد بود. یادم پدرش افتادم و دیدم بی اختیار بعد از ۹ اسفند آدم ها را به نسبتی که با آقا داشته اند دوست دارم و عموجواد که داماد شهید بهشتی هم بود، خیلی به آقا ارادت داشت.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات