eitaa logo
دیمزن
5.1هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
884 ویدیو
27 فایل
دنیای یک مادر زائر نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
دیشب من به شخصه یادم رفته بود لیوان پایدار ببرم. ولی این خانم لیوان خودشو آورد چایی گرفت. ازش به نوبه خودم تشکر کردم. دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan 💬 نظرات
گرامیداشت سی ونهمین سالگردشهادت سردارسرلشکر پاسدار شهیدحسن شفیع زاده فرمانده دلاورتوپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وتجدیدمیثاق با آرمانهای قائدشهیدامت امام خامنه ای عزیزوبیعت با امام سیدمجتبی خامنه ای حفظ الله زمان:سه شنبه ۱۴۰۵/۲/۸ساعت ۹/۳۰صبح مکان: گلزار شهدای وادی رحمت تبریز🌹 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🤲 💬 نظرات
بریم سر متن حاج مرتضی؟ 💬 نظرات
اگه صلاح می دونین دیگه شرحه شرحه ش نکنم! یه تیکه بذارم. شما هم همینو بی زحمت مثل دیروزی بفرستید بقیه هم بخونن. فقط یه چند تا عکس قشنگ داشتم که می خواستم همراه شرحه های متن بذارم که اونا می مونه رو دستم🫠 💬 نظرات
عکس جدا می بینید؟🤔 یا نوشابه فقط با غذا سرو می شود؟😅 💬 نظرات
❌️ پسر لاریجانی چه کاره بود؟ مادرش می گفت: مرتضی ماه رمضان به دنیا آمد. قرار بود اگر پسر شد اسمش را محمد حسن بگذاریم. چندساعت قبل از تولدش یکی از علمای اهل دل زنگ زد که آقای مطهری را خواب دیده ام که گفته اسم من را روی بچه شان بگذارند. انگار همان اسم مرتضی بود که او را عاشق امیرالمومنین کرد. طوری که در هر موقعیتی با او نجوا می کرد. حتی آخر نامه ای که اوائل ازدواج به همسرش نوشته جمله ای هم به‌ امیرالمومنین دارد: «مرتضی نمی گه شیعه واقعیته. خاک به دهانش. اما مولا جان عاشقته. محبت و ولایتت رو در دلش محکم کن.» اما اگر امیرالمومنین را در جوانی یافته بود، از بچگی امام حسینی بود! هر جا روضه امام حسین می شنید میخکوب می شد و سینه می زد. تا لحظه شهادتش هم همین بود. البته در عاشق روضه بودن با پدرش مشترک بودند. وگرنه که چند روز قبل از شهادت که آواره این خانه و آن ماشین بودند، به سختی کسی که هر سال می آمد خانه شان روضه می خواند را پیدا نمی کردند تا یک بار دیگر برایشان روضه بخواند. البته خود مرتضی هم صدای خوبی داشت. روضه هم می خواند. حتی لحظه تدفینش صدای روضه خوانی خودش را پخش کردند. ولی دوست داشت پای روضه بنشیند و سیر گریه کند. همیشه می گفتم: «قیافه مرتضی به پدرم رفته اما روحیاتش شبیه پدر خودشه.» احساس و عقل را با هم داشت. نمی شد بگویی کدام را بیشتر دارد. پدرش هم قبولش داشت. می گفت: «مرتضی عقلش خیلی کار می کنه.» اما فقط اهل احساس و فکر نبود. خیلی کاری بود مرتضی. بهش می گفتند: «مرد حسابی! ناسلامتی دکترای مکانیکت رو با نمره ی بیست قبول شدی! کی تو شریف بیست می گیره آخه؟ بیا برو هیات علمی شو.» قبول نمی کرد. می گفت: «من اونجایی که وظیفه مه کار می کنم.» با دوستان هم دانشگاهی اش یک شرکت دانش بنیان راه انداخته بودند و از طلوع آفتاب تا آخر شب کار می کردند. اغلب هم در ماموریت و سفر بودند. خیلی جاها خودش را با نام خانوادگی اش معرفی نمی کرد. حتی عنوان دکتر را کسی برایش استفاده نمی کرد. همه بهش حاج مرتضی می گفتند. یک پیراهن روی شلوار کتانی همه تیپ و هویتش بود. بعد از شهادت هم خیلی ها زنگ زدند شرکت که «پسر شهید لاریجانی چقدر شبیه این همکار شماست!» جزئیات مسائل بچه های شرکتش برایش مهم بود. گاهی برایم فهرستی از کار می آورد. جالب است که حتی توی نوشته هایش هم من را به جمع خطاب می کرد: اگر می شود از آن دوست پزشکتان برای همسر فلانی که باردار است وقت دکتر بگیرید. لطفا به فلانی که پدرش فوت کرده زنگ بزنید تسلیت بگویید. اگر شد برای جور شدن پول رهن خانه فلانی از اطرافیان پرس و جو کنید که آیا کسی می تواند کمک کند. غبطه می خوردم به مرتضی که آن طور مخلصانه می دود و بی چشمداشت کمک می کند. خیلی فدایی بود مرتضی. خودش را فدای اطرافیانش می کرد. سر همین اخلاقش بود که شرکت و کار و زندگی اش را رها کرد و از وقتی پدرش رفت توی لیست ترور خودش را به او چسباند و ازش جدا نشد. البته بارها پدرش خواست مرتضی را از خودش جدا کند. می گفت: «تو بچه کوچیک داری. نیا با من.» یا می گفت: «اگه دوتامون بریم برا مامان خیلی سخت می شه.»‌ هر بار پدرش نقشه ای می کشید که مرتضی را منصرف کند و هر بار مرتضی یکی را واسطه می کرد و برمی گشت. وظیفه محور بود مرتضی. می گفت: «یک روز بیشتر موندن بابا برای کشور مفیده. شاید بتونم کمکش کنم.» وقتی می آمدند دیدن مان سرش را می گذاشت کف زمین و به اجبار پای من را بلند می کرد و می گذاشت روی صورتش. می گفتم: «مرتضی چرا این کارو می کنی؟ می دونی که من خجالت می کشم!» می خندید. می گفت: «مامان!‌ خدا کنه من شرمنده شما نشم تو محافظت از بابا.» وقتی خبر شهادتشان را شنیدم گفتم: «نه مرتضی! تو شرمنده نشدی. تو شرمنده ی علی اکبر امام حسین نشدی که او فدایی پدرش باشد و تو نباشی.» خیلی امام حسینی بود مرتضی. خیلی فدایی بود. حیف بود عاقبتش غیر از شهادت باشد. خوشحالم که مثل امیرالمومنین ماه رمضان شهید شد. https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan 💬 نظرات
بخشی از نامه دکتر مرتضی لاریجانی به همسرش که در آن خطاب به امیرالمومنین هم درددل کرده.😍 دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بخشی از مداحی شهید مرتضی لاریجانی که هنگام تدفین خودش پخش کردند. دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
یکدیگر را گُم نکنید این یک خواهش است! دیشب میدان المپیک بودم، شب قبل تر میدان فرهنگ، اصلا فکر نمی‌کردم این مناطق چنین جمعیت وسیعی از مردم حزب اللهی، وطن دوست و پای کار داشته باشد. این جنگ و وضعیت دوماه گذشته خیابان یک فرصت است. مردمی کنار هم در میدان‌ها ایستاده اند که هیچ گاه کنار هم به این شکل نبودند. یک هیات، یک مسجد یا یک پارک و نقطه مشترک ندارند. اوضاع عادی شود دیگر به یکدیگر دسترسی ندارند. هرکس می رود سراغ زندگی خودش! مردمی که در ۲۲ بهمن، روز قدس یا نمازجمعه ها نبودند. مردمی ساعت هشت و ده صبح با بیانیه به تجمعات نمی آیند. ظرفیت این میدان‌ها نباید هدر برود. باید از این مردمی که تازه همدیگر را پیدا کرده اند یک شبکه در همان محله ساخت. عضوگیری شوند. شماره تماس و راه ارتباطی برقرار شود. برای آنها کار و کنش تعریف شود. همین مردم باید شب ها در برگزاری مراسمات مسولیت اجرایی داشته باشند. اگر الان شبکه سازی در میدان رخ ندهد چند هفته دیگر یکدیگر را گم میکنیم. در برخی محلات مردم وطن دوست، حزب اللهی ها تازه یکدیگر را پیدا کرده اند در حالی که قبلا پراکنده بودند و فکر میکردند در اقلیت هستند. اکنون لحظه نقش آفرینی همان حلقه میانی است که رهبر شهید بارها می فرمودند. شبکه ای ساخته شود تا بعد جنگ تازه دست بکار شود‌. «علیرضا زادبر» @lebasshakhse
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا! این شب های اردیبهشتی که ما از ایران به نیابت از همه شهدا به امام حسین سلام می دیم رو ذخیره ی آخرتمون قرار بده. دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
هدایت شده از KHAMENEI.IR
✍️ دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای «امین»... 💻 رسانه KHAMENEI.IR در آستانه سالروز ولادت پر برکت حضرت امام رضا علیه‌السلام، غزلی را از رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای با عنوان «در التجاء به صدرنشین سریر رضا، حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام» برای نخستین‌بار به شرح زیر منتشر میکند: 🖼 بسم الله الرّحمن الرّحیم «در التجاء به صدرنشین سریر رضا حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام» فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن کار مرا به گردش چشمی تمام کن بگشای صفحه‌ای دگر از دفتر جمال بیتی فزون بر این غزل ناتمام کن ای یادگار ساقی کوثر اباالحسن(ع) گاهی نظر به جانب این تشنه‌کام کن ای حکمران کشور دل با کرشمه‌ای زیر و زبر قرار دل خاص و عام کن بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته را مرغ رمیده را به شکر خنده رام کن اینک هزار دست تمنّا گشوده بین دست کرم گشاده به رسم کرام کن دارالشّفای آتش و آب است این سرای سوز دل مرا به نمی التیام کن دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای «امین» غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن دانم که مستمند و تهیدست و بی‌کسی از بارگاه فیض رضا(ع) توشه وام کن و آنجا که آمد و شد خیل ملائک است کنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن ✍️سیدعلی خامنه‌ای 🖥 Farsi.Khamenei.ir
آه کدام مردم خوشبخت دیگری روی زمین داشتنت را زندگی کرده اند؟ چه خوش روزی و خوش اقبال بودیم ما که مردم تو بودیم...😭 دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan