eitaa logo
دیمزن
4.8هزار دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
937 ویدیو
28 فایل
دنیای یک مادر زائر نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
چه نگاه درستیه👇 💢این یک مراسم سنتی تشییع در مناسک شیعه نیست. فقها بسیاری در تاریخ با شکوه و عظمت تشییع شده اند. این یک رویداد تکراری نیست. تشییع امام شهید است. تنها ولی فقیه شهید عصر غیبت کبری که با جنگ به شهادت رسید. این بدرقه سیاسی است. قدرت آفرین است. بیعت با ولی فقیه و خلف صالح است. دوستان شاد و دشمن عصبانی میشود. خودتان را به تهران برسانید. باید نسبت به دهه ها مبارزه و مجاهدت و در نهایت شهادت خانوادگی این اَبرمرد تاریخ ایران ادای دین نمود.
از: اجرائیل شماره 5 به: حشرائیل (فرشته اعظم مراسمات بزرگ) شکایتی دارم جناب حشرائیل! قرار نبود ماموریت ما همه ی کره زمین باشد که! به ما گفتید وظیفه تان اجرای یک تشییع بزرگ است در غرب آسیا و نهایت پهنه ماموریت تان آسمان ایران و عراق است. اما امروز مجبور شدم اخباریل ها را تا دورترین نقاط کره زمین بفرستم. اهمیت تصویرهایی که در مراسم ادای احترام مسئولان و مقامات کشورهای خارجی به پیکر قائد شهیدشان ساخته می شد به حدی بود که نمی توانستم به روال طبیعی انتقال از رسانه و اخبار بشری اکتفا کنم. مجبور شدم با هر تصویر، اخباریلی را هم گسیل کنم. گفتم یا بنشاند روی قلب آزادگان و یا فرو کند توی چشم مستکبران. ماموریت به درستی انجام شد. اما برنامه وداع جمعه طوری حساس بود که نه تنها همه اخباریل ها درگیر شدند که باقی فرشته ها هم باید کاری می کردند. حتی فرشته ی وحی جبرائیل هم شخصا وارد شده بود و آیه های مناسب مسئول هر کشوری را به قلب انتخاب کننده آیات و قاری آنها وحی می کرد. خوش به حال جبرائیل که با آیه ها عجین است. کارکرد قرآن بیشتر از همه اخباریل های ارسالی من بود. چنان رعبی در دل دشمنان انداخت و چنان محبتی به دل مسلمانان نشاند که صدتا اخباریل نمی توانست. یک عملیات نجات و امداد هوایی هم داشتیم. فرشته های حفاظیل را با هواپیمای ماهان فرستاده بودم بروند محاصره یمنی ها را بشکنند و آنها را برای وداع با قائد شهید امت اسلام بیاورند. عربستان که هواپیما را تهدید کرد ولوله ای در حفاظیل ها افتاد. لایه حفاظتی را دوبرابر کردم و چند نظامیل را فرستادم برای تهدید موشکی ریاض آماده باش بمانند. عربستان کوتاه نمی آمد هم طبق دستور نمی گذاشتم آسیبی به آن هواپیما برسد. خیالتان تخت. همه چیز تحت کنترل است. جز اشک های سران جبهه ی مقاومت که مراسم رسمی و غیررسمی نمی شناسند و تصویر دوربین های خارجی را خراب می کنند. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
از: اجرائیل شماره ۶ به: حشرائیل (فرشته اعظم مراسمات بزرگ) از آخرین باری که فرموده بودید بالهایمان را حائل کنیم تا نور مراسماتمان چشم آسمانیان را اذیت نکند، یکی دو سالی می گذرد. ضمنا آنجا لبنان بود و خیلی وقت ها برق نبود و نورهای کم هم در تاریکی شب های ضاحیه خیلی به چشم می آمد. اما وسط تهرانی که زیست شبانه دارد و همه بزرگراه ها و خیابان ها و حتی کوچه هایش تا صبح روشن است، حتما نور بزرگی باید زبانه بکشد که شما دستور عایق کاری برای ما صادر کنید. به سرعت فرشته های لازم را سمت مصلای تهران گسیل کردم. نیمه شب بود. اما همه در تکاپو بودند. تهران زنی شده بود که استرس مهمان های فردایش خواب را از کله اش پرانده بود. موکب ها آماده بودند. آبها روی هم چیده، دیگ ها کنار هم برپا شده، یخ ها داخل مخزن ها انداخته شده و صحبت ها گل انداخته. از خواب خبری نبود. اما نوری که بابتش احضار شده بودیم از ورودی های مصلا بود. از قلب های شوریده و دلتنگ و دیوانه ای که می دانستند درهای ورودی صبح باز می شود اما باز هم نتوانسته بودند توی خانه بنشینند و خودشان را به میعادگاه رسانده بودند. قرار بود مگر چه شود؟ آن درها را که صبح باز می کردند چه اتفاقی می افتاد؟ چه می دادند که مردم برای گرفتنش هول بزنند و خودشان را به زحمت بیندازند. این تصویر را اگر به مردم آن طرف کره زمین نشان می دادم می پرسیدند: «شب قبل از تخفیف جمعه ی سیاه فروشگاه هاست؟» چه می فهمیدند که نور این جمعیت هیچ سیاهی ای به هیچ شبی نمی گذارد و طوری به چشم آسمانیان می آید که نظم فرشته ها مختل می شود و توجه شان جلب می شود و شما به ما دستور می دهید بال هایمان را حائل کنیم که این اتفاق نیفتد و آنها به کارشان برسند! به هر حال ماموریت انجام شد. راستی بال هایمان از دیشب خیلی بوی خوبی می دهد. کاش به این زودی ها نپرد. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
از: اجرائیل شماره 7 به: حشرائیل (فرشته اعظم مراسمات بزرگ) به مفتاحیل گفتم: «نمی شود کاری کنی درهای مصلا زودتر باز شود؟» این آیه را برایم خواند: «ان موعدهم الصبح! الیس الصبح بقریب؟» راست می گفت. صبح نزدیک بود. با صدای اذان شوریده ها و دلتنگ ها و دیوانه ها وارد شدند و بعد از تفتیش به سر زنان سمت حیاط مصلی هروله کردند. نظمائیل ها از روح قائد شهیددرخواست کرده بودند روی صندلی سن بنشیند و شوریدگی مردمش را تماشا کند. اما قائد تاب نیاورد. دستش را باز کرد و به استقبال مردمش رفت. به نظمائیل ها اشاره کردم بابت عدم رعایت نظم بهش تذکر ندهند. اما خودم رفتم کنارش و یادش آوردم که روح برزخی محدودیت های جسم را ندارد و می تواند دست راستش را هم برای مردمش باز کند. خودش می دانست. ولی هنوز به استفاده از امکاناتی که دارد عادت نکرده. همان طور که در دنیا هم هیچ وقت عادت نکرد و با حداقل ها ساخت. به فرشته های حفاظیل نهیب زدم که برگردند سر کارشان. چون ایستاده بودند و برای صحنه وصال قائد و امت گریه می کردند. نمی دانم چرا اسم این مراسم را «وداع» گذاشته بودند؟ این طور که قلب های مذاب و سرخ آن مردم به آغوش قائدشان جوش خورد، ما ملائک فقط یاد جلسه «وصال» و «بیعت» و این چیزها می افتادیم. اولین باری بود که صدای گریه ی مردمان مومنی با صدای گریه شیطان یکی شده بود. معمولا برعکس است. مومنان که گریه کنند شیطان می خندد. اما این بار آنها و شیطان با هم زار می زدند. فکر کنم هرچه ابلیس رشته بود پنبه شد. به جز صدای گریه دوتا چیز دیگر هم خیلی اذیتش می کردند که در گزارش بعدی خدمتتان خواهم نوشت. اگر اجازه بدهید نامه هایم از این به بعد کوتاه تر باشد که به کارهای پرفشار روزهای آتی برسم. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
موکب خونه ما از دیروز ظهر پذیرش مهمان داشته و امشب بالاترین تعدادش رو تجربه خواهد کرد.😊
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک دور دیگر در حیاط مصلا بزنیم. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تکبیر بعد از نماز فقط همین جا! چیه اون تکبیرهای بی روح مسجدها😐 ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لحظه حضور آقا در مصلا. برنامه قرائت قرآن و سرود جمهوری اسلامی و ورود خانواده حضرت آقا عصر هم اجرا شد. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
موکب خونه ما به این جاها کشیده شد🤭 ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
می‌گن سه نماز خونده میشه برای آقا و خانواده و اون نوگل آقا که پرپر شد چون دعای متفاوتی داره... تا به حال برای یک طفل نمازی به این عظمت خوندند؟ چه سرنوشت عجیبی داشت... با ما چه کردند؟ به قول مدیر بیمارستان کمال عدوان قتلوا أطفالنا أمام أعيننا ودفناهم بأيدينا کودکان ما رو مقابل چشم‌های ما کشتند و ما به دست خودمون دفن‌شون کردیم. تا ابد مرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل
آخرین نماز رو هم پشت سر آقا خوندیم...😭 آه زمانه چه فرصتی رو به ما داده بودی چه گنج زرینی داشتیم...
می دونید راستش من هیچ وقت نتونسته بودم تو این چهارماه برا آقا فاتحه بخونم...😭 امروز اولین بار براش فاتحه خوندم. چقدر سخت بود. کلمه ها رو گم می کردم.