eitaa logo
دیمزن
4.8هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
938 ویدیو
28 فایل
دنیای یک مادر زائر نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
از: اجرائیل شماره ۸ به: حشرائیل (فرشته اعظم مراسمات بزرگ) پرچم های قرمز و فریادهای از ته دل! همان دو چیزی بودند که گفتم ابلیس را به گریه انداخته بود. مصلا امروز پر از پرچم های قرمزِ "یالثارات الحسین و ابناء الحسین" بود. از نگاه ابلیس، هر پرچم، یک شمشیر دولبه بود. از همان ها که قرار است حضرت صاحب در روز موعود بلند کند و "انا المنتقم" بگوید. بالای هر پرچم یک فرشته صمصامیل گذاشته بودم که ضمانت اجرایی باشد برای خالی کردن دل ابلیس. فرشته های استراق سمع را هم گفته بودم برایم خبر بیاورند از نجوای سران دشمن بین خودشان. ترکیب پرچم های سرخ و شعار "یک کلام، انتقام" که از حنجره ی مردم فریاد می شد، خوب جواب داده بود. چند هزار فرشته تقویت کننده گذاشتم که صدایشان را بلندتر و اثرشان را قوی تر کند. بس است هر چه پرونده ی انتقام نیمه تمام در تاریخ هست. کاش این مردم این یکی را تمام کنند. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
از: اجرائیل شماره ۹ به: حشرائیل (فرشته اعظم مراسمات بزرگ) امروز نماز بود. مصلی از دیشب دیگر خالی نشد و همین طور جمعیت پشت جمعیت بهش اضافه شدند. مراجعه ی فرشته ها حتی بیشتر از آنها بود. همگی درخواست داشتند در حلقه نزدیک به پیکر نماز بخوانند که مقدور نبود. صف فرشته های نمازخوان را لایه لایه روی هم چیدم و لشکری از فرشته های بالابر را هم فراخوان کردم برای انتقال نمازها به عرش. واقعا سخت بود آن همه هماهنگی. خدا به شما کمک بدهد جناب حشرائیل! چه طور چنین مراسمات بزرگی را مدیریت می کنید؟ من که روز یکشنبه هرچه به هشت صبح نزدیک شدیم و جمعیت خیابان های اطراف را گرفت بیشتر ذکر و تسبیح گفتم که خدا کمکم کند برای اجرای درست برنامه. پیکر قائد شهید و خانواده اش را گذاشتند جلوی آن همه آدمی که بارها پشت سر قائدشان نماز خوانده بودند. نماز جمعه، نماز جماعت، نماز عید، نماز میت،... حالا برای آخرین بار پشت او ایستاده بودند و قلبشان به طور غریبی تنگ و گشاد می شد. به ذکرائیل ها گفتم از طرفشان ذکر بگویند و آرامشان کنند. نماز شروع شد. مرجع تقلیدی چند الله اکبر گفت و بینش دعاهایی می خواند و حرف هایی می گفت که چند میلیون نفر باهاش تکرار می کردند. یک لحظه دیدم سیل فرشتگان است که به سمت مراسم می آیند و می خواهند تماشا کنند. واقعا هم تماشایی بود. چند میلیون نفر شیعه دلسوخته ی پر از حب و بغض درست در نقطه ای از کره زمین جمع شده بودند و با گریه از خدا برای آن پیکرهای به قتل رسیده و خودشان طلب مغفرت می کردند. مگر می شد سرنوشت و مقدرات آن مردم همان مردم قبل از نماز باشد؟ مگر می شد توجه خاص و عنایت ویژه ی خدا به آن نقطه جلب نشود؟ به خصوص که آخرین ذخیره ش بین جمعیت گمنام و بی ادعا به نماز ایستاده بود و مثل همه ی مردم اشک می ریخت. کاش اجازه داشتم به مردم معرفی ش کنم. قیامت می شد و مدیریت قیامت از عهده من خارج بود جناب حشرائیل! ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
خیلی ها امروز به نماز نرسیدند. این عکس رو دو ساعت بعد از پایان نماز از ضلع شمالی مصلی گرفته ام. جمعیت زیادی داشتند خودشان را به مصلا می رساندند. فرشته ها حتما این ها را هم حساب کرده اند. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
تو به ما جرات طوفان دادی!
از بالای خروجی بیهقی فاصله تقریبا زیاده ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
امروز مهدی رسولی تو نوحه ش می گفت: ای رهبر غیورم من یاد این عکس می افتادم.🥲 ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زائرشهر بیهقی خیلی بزرگ بود. یه محوطه بزرگتر از این هم موکب داشت. و همین طور موکب اسکان و درمانگاه و اینا. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
این آقا برای شربت آلبالو تبلیغ می کرد. می گفت: شربت شهادت! نخوری جانباز می شی! ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan