مسیر ماشین از خیابان ابومهدی المهندس شروع می شه و از تقاطع سیده جوده می پیچه تو شارع عباس. ما تقریبا تو همون تقاطع نشسته ایم منتظر و با مردم عراق حرف می زنیم. جمعیت خیلی زیاده از شهرهای مختلف آمده اند کربلا.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
اسمش رباب بود.
از کرکوک آمده بود. با هم ترکی حرف زدیم.
گفت خیلی ها از محله ی ما امدند
ما خودمان ۹ نفر بودیم. ون گرفتیم و آمدیم. هفت هشت ساعت توی راه بودیم.
آقا رهبر و برزگ همه ما بود. خبرش برای همه ما سنگین بود. خیلی ناراحت شدیم. من فکر کردم کوه از دست دادیم. روزی که خبر امد من سامرا زیارت بودم. اولش که شنیدیم فکر کردیم شایعه است. اینترنت هم ضعیف بود. بعد که به سختی وصل شدیم و دیدیم خبر تایید شده شوک شده بودیم. به چندتا از ایرانی ها گفتیم نمی دانستند آمدند توی گوشی ما خبر را دیدند. خیلی گریه کردند. ما هم باهاشان گریه کردیم. بعد که جنگ شد و ایرانی ها نتوانستند بیایند حرم ها خیلی غصه دار بود. من به جای شما حتما زیارتنامه می دددخواندم.
بعد حسابی روبوسی کردیم و توی بغل هم گریه کردیم و گفت شما روی سرما جا دارید هروقت در عراق چیزی لازم داشتید بهم بگید.
دو تا دوست بودند. فاطمه و زهرا.
پشت گوشی شان عکس آقا را چسبانده بودند. از اماره (جنوب عراق) آمده بودند. زبان مشترکی به جز چند کلمه دست و پاشکسته نداشتیم.
دائم با دوستانشان که در نقاط مختلف مسیر تشییع بودند ارتباط می گرفتند و گزارش موقعیت جدید ماشین را می گرفتند.
از شهادت آقا خیلی ناراحت شده بودند.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
جیگرم خون شد با پلاکارد این زائر:
فضیلت و ارزش کسیکه پیاده به زیارت امام حسین میآید را خبر داریم، پس فضیلت کسی که ارباً ارباً نزد او میآید چیست؟
@lebasshakhse
شنیده بودم آقا چند سال پیش به واسطه برخی ملاحظات فرموده بودند عکس من را زائرین همراه نداشته باشند تا بهانه ای برای اختلافات مذهبی ایجاد نشود.
حالا جایتان خالی سرتاسر نجف و کربلا و طریق را عکس های آقای شهیدمان پرکرده است.
https://ble.ir/he_barati
#ایتامسیدعلی
فلافل هایی که برای ناهار آورده بودیم رو اینجا برای شام خوردیم.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan